تبلیغات
شامپو رفع سفیدی مو
خرید وی پی اس ، سرور مجازی
دستبند ماه تولد
دستگاه سفید كننده دندان
تاریخ و داستان های جالب گذشته آدم

طوفان نوح به روایت سومریان!!

جمعه 4 شهریور 1390 05:34 ق.ظ

اگر ماه نبود چه می شد؟

دنیا مثل حالا نمی شد . حیات هم وجود نداشت. اگر ماه نبود روزها کوتاهتر بودند. دنیایی می شد که طوفانهای شدید همیشه در آن وجود داشت. اتمسفر مثل حالا نمی شد . صاحب یک اتمسفر کلفت تری می شدیم . اگر ماه وجود نداشت جزر و مد در حد ۷۰% کاهش پیدا می کرد. جانورانی که از نور ماه اثر می گیرند پرورش پیدا نمی کردند و فصلها وجود نداشت. بدلیل نبود جزر و مد در دنیا حیات بوجود نمی آمد. چیزی در دنیا وجود نداشت به جز گیاهانی که از فصلها ، بادها و بارانهایی که وجودشان به خورشید وابسته بود پرورش می یافتند. وجود ماه حیات را توضیح می دهد. و حتی عادت ماهانه زنان که ۲۸ روزه است به وجود ماه بستگی دارد.

ماه های نیبیرو چه چیزی را نشان می دهد؟

در اوایل تعداد ماه ۴ تا تصور می شد که هم اکنون می گویند تا ۷ تا هست. از نظر یک تئوری دیگر ماه ما زمانی ماه تیامات بوده. ترکیب سنگهای معدنی که از ماه می آمده شبیه هیچ کدام از سنگهای زمینی نیست، شانس کم زمین برای گرفتن چنین ماه بزرگ به تنهایی ، این تئوری که  از برخورد یک سنگ آسمانی با زمین و ماده ای که از زمین برخواسته تشکیل یک حلقه در مدار زمین داده و این ماده در طی زمان ترکیب شده و ماه را بوجود آورده را از بین برده ، بیضی نبودن مدار ماه بلکه تقریبا یک دایره کامل بودن آن ، همیشه یک سمت آن به طرف زمین بودن آن ، و یکی بودن زمان گردش زمین به دور خود و گردش ماه به دور زمین (۲۴ ساعت) وجود این واقعیات هم در نظر بعضی ها این تئوری را ثابت می کند. در خود نیبرو حیات نیست ولی روی ماه های آن گفته می شود زندگی وجود دارد.

تئوری نمیسیس چیست؟

از دو قلوی پنهان و تاریک خورشید ( سوراخ سیاه ) بحث می کند. اسم آن نمیسیس است . یک بیضی دو مرکز دارد. طبق این تئوری در یکی از مراکز مدار بیضی نیبرو خورشید و دیگری نمسیس است . در ضمن به نیبرو سومری ها ( آمد گذشت رفت ) ، بابلیها و بین النهرینی ها (ماردوک ، شاه بهشتها ) یهودیان قدیمی ( دنیای بالدار ) و یونانی ها ( نمسیس ) گفته اند .

http://islahicentre.org/wp-content/uploads/2011/08/SumerCityUr.jpg

آتلانتیس ، طوفان نوح و آنوناکی ها :

در شهر نیپور نزدیک بغداد طی حفاری های باستان شناسی  به یک کتابخانه سومری که از هزاران لوح تشکیل شده پیدا شده است. در لوح های به دست آمده اتفاقات طوفان را با جزئیاتش توضیح می داد. این متن ها داستان مشهور گیلگمش را قدیمی تر کرد.دستان گیلگمش برای شاه مشهور اوروک (گیلگمش) که در نزدیکی بین النهرین گفته شده است . تا آن روز زمان طولانی بین پیامبر نوح و ابراهیم فقط در تقویم تورات توضیح داده شده بود.

تقویم بابل به این گونه توضیح داده :

“…چنین شد که ، انسانهای روی خاک شروع به زیاد شدن کردند و زمانی که دخترانشان متولد شدند ، پسران خدا دیدند دختران انسان زیباست و از میان آنهایی که انتخاب کرده بودند برای خودشان همسرهایی گرفتند…”"… و خداوند دید که بدیهای انسان بسیار است و هر روز در دلش افکار و تخیلات بد است . و خداوند ، از خلق انسان روی زمین پشیمان شد و در دلش ناراحتی احساس کرد. و خداوند گفت : انسانها ، حیوانات ، خزندگان و پرندگان را از روی خاک پاک خواهم کرد. چون از آفریدن آنها پشیمان شدم . فقط نوح در چشم خدا عنایت پیدا کرد…” و در چشم خدا روی زمین خراب شده و روی زمین با ظلم پر شده بود و خدا روی زمین را دید که خرا ب است ؛ چون روی زمین تمام انسانها راهشان را خراب کرده بودند . و خدا به نوح گفت : انسانیت دیگر به آخر رسیده ، چون آنها باعث شدند روی زمین ظلم پر شود و من آنها را همراه با زمین از بین خواهم برد … برای خودت یک کشتی از چوب  gofer  بساز، درون کشتی اتاق هایی می سازی و از درون به بیرون ziftleyeceksin و آن را اینگونه می سازی که طولش ۳۰۰ آرشین ، عرض ان ۵۰ آرشین و بلندی آن ۳۰ آرشین باشد. و من،برای نابودی انسانیت در زیر آسمانها هر زندگی انسانی  باشد رویش آبهای طوفانی می آورم هر چیزی روی زمین نابود خواهد شد … و تو و پسرانت و همسرت و همسران پسرانت سوار کشتی خواهید شد . و برای اینکه با تو سالم بمانند از هر موجود زنده ای یک جفت سوار کشتی خواهی کرد.

صاحب این یافته ها George Smith توضیح این یافته ها را در کتاب “Chaldean Account of Deluge- Kaldelilerin Tufan Hikayesi”” منتشر کرده است . فقط در این کتاب لوح طوفان کم هست . Smith در پژوهشهای بعدی لوح های ناقص را پیدا کرد . هنگامی که کتاب “طوفان ” را منتشر کرد در آن ذکر کرده بود که این را از یک نوشته قدیمی که در شهر قدیمی اوروک حاضر شده بود کپی کرده است. در این لوح ها در مورد طوفان اطلاعات کاملی داده شده است. Utnapiştim نام یک خدا است که در کتابهای مقدس از آن به عنوان نوح پیامبر یاد شده است. طبق گفته لوح ها خداوند وی را از آمدن طوفان خبردار کرده و امر برای ساختن کشتی می کند. و در آخر سفر روی یک کوه نشسته است. این کوه در کتب مقدس کوه آرارات گفته شده است.

http://cumorah.com/images/ziusudra2.jpg

در گیلگمش نیز مثل پایین گفته شده است:

به استادان ساختن کشتی شرابهایی که از رودخانه ها آمده بود را پذیرایی کردم. جشنی مانند جشنهای سال نو بود . در روز هفتم کشتی تمام شده بود  و من هم تمام طلاها و موجودات زنده ؛ خانواده ام دوستانم در حومه شهر و حیوانات وجشی و اهلی و صنعتگران را سوار کشتی کردم. طبق گفته  شاماش عصری که طوفان و باران سختی که بارید سوار کشتی شو و همه جا را محکم ببند زمانش رسیده بود . شب شد طوفان ابتدا باران را فرستاد . هوا خیلی ترسناک بود . سوار کشتی شدم و همه جا را بستم همه چیز حاضر بود کارهای Kalafat هم بدون نقص تمام شده بود.

مکان برنزی وقتی داشت سفید می شد از افق یک ابر سیاه آمد. این ابر از جایی که  خدای طوفان آدا بود غریید. شولات و هانیش که خبرده هایی داشتند دره ها و تپه ها گذرانده و آمدند. و بعد خدای پرتگاه ها آمدند . نرگال موانع آبها را خراب کرد. خدای جنگ نینورتا همه جا را با خاک یکسان کرد. هفت قاضی جهنم با مشعل های آنوناکی کشور را به آتش کشیدند. خدای طوفان به جای نور خورشید تاریکی را گذاشت کشور را مثل یک کاسه شکست و ریخت خستگی که از نا امیدی آمده بود تا آسمان بلند شد تمام روز باد تند وزید هر چقدر ادامه می داد بد تر می شد مانند اینکه دشمن مردم بود به همه حمله می کرد ، برادر برادر را نمی دید انسانها از آسمان هم دیده نمی شدند.

خدایان نیز از وحشت طوفان به آسمان هفتم به آسمان آنو فرار کردن ۶ روز و ۶ شب بادها وزیدند سیل باد های تند روی زمین را جاروب کردن. امواج سیل و آب مانند یک سپاه دیوانه شدند. روز هفتم طوفانی که از جنوب  شروع شده بود رو به آرامش گذاشت دریا آرام گرفت و طوفان از سرعتش کاست. وقتی به روی زمین نگاه کردم همه  جا را سکوت فرا گرفته و همه انسانها به گل لای تبدیل شده بودند. روی دریا مانند یک سقف صاف صاف بود وقتی در انبار را باز کردم به رویم نوری افتاد نشستم و گریستم برای اینکه آب همه جا را خراب کرده بود.

بعد ۱۴ فرسنگ آن طرفتر یک کوه  دیده شد. کشتی روی آن کوه نشست. کشتی که در کوه به گل نشست از جایش تکان نخورد یک روز در قله آن کوه سپری شد در روزهای پنجم و ششم نیز از جایش تکان نخورد روز هفتم یک کبوتر فرستادم ولی چون جایی برای نشستن پیدا نکرده بود یک پرستو فرستادم ولی او هم جایی پیدا نکرد یک کلاغ فرستادم رفت دید آبها کم شده و خوردنی و آشامیدنی برای خودش پیدا کرد و برای همین بر نگشت به همین دلیل هر چیزی را که گرفته بودم به چهار طرف فرستادم و روی کوه نذر کردم . هفت دیگ درست کردم رویش هیزم نی و سرو و مرسین جمع کردم خدایان وقتی بوی آن را احساس کردند جمع شدند اما در جمعشان انلیل را نخواستند چون او بدون فکر طوفانی بزرگ را به راه انداخته بود و موجب از بین رفتن انسانیت شده بود.

در هر دو متن طرز بیان اتفاق یکی هست . جاهایی را که با رنگ قرمز نشان داده ام دقت کنید طوفان از طرف خدا یا خدایان به دلیل وجود ظلم و فساد بوده و در متن گیلگمش از کشوری که زیر آبها غرق شده بحث می شود از کشوری که مانند کاسه شکسته و ریخته

منبع:www.ufolove.com



منبع:
http://mr201.mihanblog.com


لایک کردن این پست:

کشفی عجیب در اعماق اقیانوس!

شنبه 15 مرداد 1390 07:20 ق.ظ

یک شی ناشناس کف اقیانوس ما بین فنلاند و سوئد کشف شد!

توسط : Daniel Bates ٬ ۲ august 2011

دایره اسرار آمیزی روی اسکنر.آخرین یافته ای که نهایتا دانشمندان رابرآن داشت که مدعی شدند زمین توسط فضاییها بازدید شده است!

دانشمندان ادعا کرده اند که این یافته یک بشقاب پرنده است که تا عمق ۳۰۰ft اقیانوس مابین سوئد و فنلاند سقوط کرده است .آنها حیرت زده شدند زمانی که در هنگام تحقیقات بر روی کشتی باستانی غرق شده در کف اقیانوس ٬اسکنر سونار این شکل عجیب را در روی گل و لای به آنها نشان داد! تیم اکتشاف اقیانوس که آنرا کشف کرده ادعا میکند که سطح زمین در اطراف این سازه زخمی شده و این نشاندهنده این است که تلاش کرده که به اطراف حرکت کند!

http://theoccultsection.com/wp-content/uploads/2011/08/UFO-on-bottom-of-the-ocean.jpg

Crashed flying saucer found on the seabed 2

این کشف موجب یک سری گمانه زنیهای سرسری توسط برخی وبلاگ نویسان و یا کسانی شود که یوفوها را مشاهده کرده اند .برخی حتی آنرا به فالکن هزاره از سری جنگهای ستارگان تشبیه کرده اند!با آن شکل متمایز خود از چنگالهای جلویی و شکل دایره وارش.روزنامه های سوئد این داستان را در صفحات اولیه خود قرار دادن و پرسیدند که آیا واقعا این اولین نشانه ها از زندگی فرازمینیان است؟

Photobucket

شکل زیر در اعماق خلیج Bothnia در طول یک جستجو برای کشتی قدیمی غرق شده میباشد .

آقای لیندبرگ بیان کرد که این شیئ بزرگ و قطری حدود ۶۰ft دارد و به وضوح در کف دریا قابل مشاهده است!او گفت ” شما در این کار شاهد چیزهای عجیب و غریب بسیاری هستید ولی من به عنوان یک حرفه ای در طول این ۱۸ سال همچنین چیزی ندیده بودم .این شیئ (کشتی) کاملا گرد است! ”

وی افزود که زمینهای زخمی شده در اطراف آن نشان دهنده محل فرود (یا سقوط ) آن و چیزی مثل خط ترمز میباشد .

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=jwHE5816_XY

با همه اینها در حال حاضر این تیم هیچ منبع مالی و کمکی برای ادامه تحقیقات روی این شکل در اختیار ندارند .در گذشته نیز ادعاهایی ازین دست بسیار شده و معروفترین آنها هم ” جاده Biminiبیمینی ” که یک ترکیب سنگی شبیه به یک جاده میباشد در دریاهای کارائیب که در ۵۵مایلی میامی در فلوریدا یافت شد و به تمدن از دست رفته آتلانتیس نسبت داده شد ولی زمین شناسان آنرا یک پدیده طبیعی اعلام کردند .گزارش کارشناسان هم به این نکته اشاره میکند که حتی شاید گرد دانستن بشقاب پرنده ها از اساس یک فرض اشتباه باشد .

منبع : روزنامه دیلی میل

www.ufolove.com



منبع:
http://mr201.mihanblog.com


لایک کردن این پست:

انوناکی از اغاز تا پایان

شنبه 18 تیر 1390 07:47 ق.ظ


این یک اثر بزرگ است ! من بیش از ۱۸،۰۰۰ ساعت کتاب مقدس ، و بیش از ۱۰۰۰ ساعت صفحات اثار سومری را خوانده ام. خواندن این اثر ثبت شده باستانی برای هر دانشجوی کتاب مقدس به صورت جدی ضرورت دارد .آن را بخوانید و برای خودتان تصمیم بگیرید .به همه آن عشق بورزید و آن را علامت گذاری کنید . پژوهش های من از خواندن کتاب های مقدس داستان پیدایش خلقت ،آدم + حوا،شروع شده است تا فرزندان آن ها ، فرشتگان وحی شده ، فرزندان ونوادگان آن ها ، سیل نوح ،نوادگان فرزندان آن ها و ابراهیم.

در تلاش برای اطلاعات بیشتر در مورد فرشتگان وحی و فرزندان آن ها نفیلیم (Nephilim) کتاب خنوخ Enoch را پیدا کردم
که داستان را با جزئیات بیان میکند سپس در جستجوی Giants غولها و با تماشای فیلم یوتیوب من به کشف ANUNNAKI دست یافتم کسانی که از آسمان به زمین آمدند که درباره نژاد پیشرفته آن ها که میلیونها سال جلوتر از ما در فن آوری هستند بود ،مانند یک فیلم جنگ ستارگان starwars با سلاح های پرتو ،و هواپیماها . آنها از دهمین سیاره کشف نشده نیبیرو Nibiru در مسیر راه خورشیدی از سیاره پلوتون قدیمی می ایند پلوتون ، که دارای یک مدار ممتد است و از پلوتون میگذرد و وارد سیستم داخلی خورشیدی بین مریخ و مشتری در چرخش معکوس در هر ۳،۶۰۰ سال یک بار میشود . آن ها چگونه هزاران سال پیش به این جا آمدند و به بشریت بر روی زمین حیات دادند . آن ها به دلیل چرخش های طولانی مدارهای سیاره به دور خورشید دارای طول عمر بسیار طولانی هستند . آن ها انقدر تکنولوژی پیشرفته ای دارند که مردم آنها را به عنوان خدایان و اربابان می شناسند که به پیش ارباب های آسمانی باز میگردند .

Anunnaki آنوناکی ها انسان هستند و به خدا اعتقاد دارند که خدا را خالق همه چیز مینامند .
ANNUNAKI در KJV در کتاب مقدس با عنوان آناکیم ANNAKIM شناخته میشود (عبری ) که در این منبع اورده شده است :

Deuteronomy 1:28-2:10, 11, 21. 9:2 Joshua 11:21,22 and 14:12,15. .و با عنوان SONS OF ANAK در صفحات زیر نامیده میشود : ۱۳:۲۲,۲۸,۳۳; DT: 9:2; JOSHUA 15:13,14; 21:11و در قسمت ۱:۲۰ با عنوان JUDGES نامیده میشود . شماره صفحه های خود را چک کنید .

در آغاز با چگونگی تشکیل منظومه شمسی با خورشید و سپس تیامات (مادر قدیمی زمین )،
Kinguکینگو، و Tiamats ماهواره اصلی خود را طراحی کرد . از تیامات عطارد به عنوان پیام آور آسمانی،زوج های زهره و مریخ ، مشتری و زحل ، نپتون و اورانوس پدید آمدند. سپس Celestial Battleاز عمق فضای نیبیرو Nibiru پدید آمد. این مساله باعث تعظیم نپتون به محورنیبیرو( ۹۰ درجه )شد .زحل (Anshar) ماه Gaga (پلوتون) در کنارش قرار داشت و نیبیرو آن را از کنار خود ارسال آن به عنوان مامور سری چهارم (۹سیاره) به پیش ماه دیگری فرستاد . Tiamat از خالق یک ماه دیگر ماه Nibiru را در دو قسمت پدید اورد .حالا این ماه در خلاف گردش مدار زمین قفل شده است ضربه های نیمی از Tiamat در اطراف خورشید امتداد پیدا کرده است . Hammered Bracelet یادآور celestial battle میباشد .نیمه دیگر زمین جدید بارگه های طلایی به مکان جدید خود نقل مکان کرد تا ماه Tiamat را حفظ کند .( توضیحات روی صفحه ان از یک نظر زیبا تر از همه ان میباشد).The Upper Waters, The Hammered Bracelet, این داستان از اولین تمدن شناخته شده سومری با قدمت هزار ساله میباشد .این مساله با جزئیات کامل مثل یک فیلم گفته شده است .بسیاری از مردم نظرات خود را در مورد این مساله دارند که Anunnaki چه کسی میباشد و هدف خود را در این باره دنبال میکنند. اما چه میشد اگر می توانستم داستان آنوناکی Anunnaki را برای شما کلمه کلمه تعریف کنم . من فیلم هایyoutubes را از ترجمه الواح سومری Sumerian Tablets نگاه کردم و کتاب
Tablets را با کل تاریخ Endubsar (مانند موسی) پیدا کردم که انتخاب شده است و برای مدت
۴۰ شبانه روز نوشته شده بود که خود آنوناکی (کسانی که از آسمان آمدند.) Anunnaki گفته بود ” نه یک کلمه اضافه شده و نه یک کلمه کم شده است ”

کتاب از دست رفته انکی (کتاب گمشده انکی)ENKI

لوح های آنوناکی Anunnaki که از سنگ لاجورد Lapis Lazuli به رنگ آسمانی ساخته شده اند بر روی صفحه چوبی منبت کاری Acacia قرار داده شدند که بیرون ان در خارج ان Gold قرار دارد (مثل Ark از Covernant) .

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/a/a6/Lapis_lazuli_block.jpg/225px-Lapis_lazuli_block.jpg

در مورد دهمین سیاره آنوناکیها Nibiru – Anunnaki نیبیرو سخن را با سیاره ای با شعاع های قرمز رنگ آغاز میکند .

جو این سیاره از آتش فشانها نشات گرفته و به کمک ان پدیدار شده. حرارت درونی سیاره انرا در زمان دوری از خورسید گرم نگه میدارد. لایه محافظ جو ، سیاره را از گرمای بیش از حد در دوره زمانی نزدیکی به خورشید محافظت میدارد .اتمسفر سیاره ان ها باران را در خود نگه میدارد و آزاد میکند و جریان نهرها و دریاچه ها را افزایش میدهد و پوشش گیاهی سرسبز.را حفظ میکند . برخی مردم منازل خود را در دره ها وبرخی در کوه ها میسازند . آن ها چرخش مدار را در ۳۶۰۰ سال یک sharشار مینامند .

http://www.2012omg.com/images/nibiru/nibiru.jpg

آن ها همزمان با گسترش یافتن در سراسر سیاره خود پخش می شود درگیری هایی داشتند ، قبیله ها را تشکیل دادند ، و سپس دو ملت بزرگ روبروی یکدیگر یعنی ملت شمال و جنوب تشکیل دادند .به خاطر بسیاری از جریان های مخرب بر روی زمین تمام حیات از بین رفت. سپس آتش بس اعلام شد و سپس صلح انجام شد . فرض کنید ملت ها با هم یکی شده باشند.فرض کنید یک پادشاه در Nibiruنیبیرو به سلطنت بر همه جا میپردازد ورهبری از شمال و جنوب برای قطعات زیادی از زمین ها انتخاب شده است .اگر مردی از شمال به رهبری انتخاب شده است فرض کنید با زنی در جنوب به عنوان ملکه کل منطقه همسر او میباشد .زن و شوهر یک روح در دو کالبد میشوند و فرزند اول آن ها جانشین آن ها میشود . یک سلسله متحد تشکیل می شود ،وحدت برای همیشه در Nibiru شکل میگیرد.صلح از میان خرابه ها و با ازدواج زوجی از شمال و جنوب شکل گرفته است .
پادشاه اول بعد از صلح جنگجویی از شمال بود که درست و عادلانه انتخاب شده بود.یک فرمانده توانا و با فرامین مقتدرانه در دستش مجددا استقرار یافت .قوانین و مقررات اواستقرار یافتند . فرماندارانی که او برای هر منطقه منصوب کرده بود و به اصلاح و احیای وظایف خود پرداخت. اوشهر جدیدی را ساخت کانال ها را تعمیر کردو در ان جا زمین های زیادی وجود داشت.نام سلطنتی او AN بود که معنایش آسمانی بود.جنوب برای این زن و شوهر انتخاب شده بود . Antu عنوان سلطنتی ان بود . این فرماندار که نام زنش Antu بود.

در طول سلسله از پادشاهان در Nibiru ، پادشاه اینشار ششم در سلسله پادشاهی خود دارای زمین های کم تری بود. این زمینها در دوره سرما دارای سرمای بیشتر ودر دوره گرما داغتر از سیارات در مدار بودند . کشف شده بود که حفره ای ایجاد شده است (مانند یک سوراخ در لایه ازن) . آتشفشان هایی که جو خود را تامین میکنند کم تر دارای چنین حالتی هستند . . این مساله باعث شده بود تا بسیاری از مردم نابارور شوند و قادر به بچه دار شدن نباشند. ملکه بچه ها دار نمیشد و یک پسراز معشوقه پادشاه به دنیا امده بود که نامش DuUru بود. بعد ها ملکه نوزاد پسر را که در
دروازه های کاخ رها شده بود پیدا کرد و او را بزرگ کردد که جانشین پادشاه شود. نام او Lahma. بود . او که خون سلطنتی نداشت و ضعیف بود نمیدانست که باید چه کاری انجام دهد .

این انجمن دو چیز را کشف کرد که در جو باید انجام و رفع میشد .. یکی استفاده ازموشک های هسته ای برای خارج کردن اتشفشان و دیگری استفاده از فلز بود . نام این فلز طلا بود که به پودرهای ریز تبدیل شده بود و برای از بین بردن مشکل جو استفاده میشد .در دربار شاهزادگان آشفته بودند که پادشاه از طریق نسب خونی به تاج و تخت نرسیده است .

پادشاه در برابر اتهاماتی که به وی وارد شده بود به جای برخورد مناسب به صورت احمقانه رفتار کرد به جای اینکه سعی کند مساله را سر و سامان دهد . بیشتر از شورش صحبت میشد.

شاهزاده در قصر سلطنتی اولین کسی بود که این تسلیحات نظامی را روی کار آورد. و با کلمات وعده آمیز خود به تحریک دیگر پادشاهان پرداخت .نام او آلالو ALALU بود .

او فریاد زد نگذارید Lahma دیگر پادشاه باشد اجازه ندهید تردید در تصمیم تان وارد شود .

بیایید ، شاه جهان را به مبارزه دعوت کنید . بگذارید او تاج و تخت را رهاکند .

شاهزادگان به حرف های او توجه کردند ان ها به دروازه کاخ یورش بردند.

به اتاق تاج و تخت پادشاهی و ورودی آن مثل اب جاری یورش بردند.

به برج قصر حمله کردند ،پادشاه فرار کرد و Alalu او را دنبال کرد.

Lahma فریاد زد Alalu دیگر وجود ندارد .

.Alalu به عنوان پادشاه بعدی در نظر گرفته شده بود و پادشاه دیگری برای مبارزه با او قدم پیش گذاشته بود . نام او آنو ANU بود. نواده پسر سوم ۳ را AN به نام . Enuru هر دو شاهزاده تصمیم گرفته شده بودند که

Alaluپادشاه خواهد بود ، پسر Anu و دختر Alalu جانشین تاج و تخت خواهند بود.
سفری به زمین

در زمان های کهن Alalu در Nibiru پادشاه شد. درزمان شار نهم ، Anu نبرد را به Alalu. سپرد . این مبارزه دست به دست ادامه پیدا کرد و با بدن های برهنه مبارزه انجام میگرفت .

Anu گفت برنده پادشاه خواهد شد . ان ها با یکدیگر در میدان های عمومی گلاویزشدند . در ها به لرزه در امدند و دیوار ها را تکان دادند . Alalu زانویش خم شد و بر روی سینه به زمین افتاد.. Alalu درمبارزه شکست خورده بود و Anu به عنوان پادشاه مورد ستایش قرارگرفت .’ Anuبه طرف کاخ بدرقه شد و Alalu دیگر به کاخ برنگشت . او دزدکی از بین مردم فرار کرد .او مخفیانه و دور از چشم دیگران باعجله به قصر ارابه های آسمانی رفت . او از یک ارابه موشک های پرتابی بالا رفت و در ان بر روی او بسته شد .او از در جلویی وارد شد و روی صندلی فرماندار نشست .و ان اتاق تاریک را روشن کرد و این کار را با یک نور مایل به آبی انجام داد . او سنگ اتش زنه را زد و موزیک در حال پخش شدن بود . ارابه بزرگی را که نور روشنی از ان منتشر میشد به راه انداخت و دور از جمع دیگران با قایقی از Nibiru فرار کرد .

Ea as the Waters of Life denoted by a Serpent-like Zig-Zag Assyrian priest in the role of Oannes

Oannes

Adam and Eve with Tree of Life?

Alaluمسیر خود را در جاده برفی ادامه داد در حالی که رازی که از ابتدا ان را برگزیده بود همراهی اش میکرد . سفر Alalu به زمین که سرزمین سیاره طلایی بود در مسیری که زیبایی و رنگ های سیاره اش توصیف شد حرکت میکرد. او را از کمربند سیاره کوچک به نام Hammered helmet با موشک ، مانند یک نگهبان از داخل منظومه شمسی. فرود آمد. بعدا هوا و آبهای آرام را امتحان کرد و از سازگاری با ان ها خوشحال بود .او اخبار را به Nibiru
منتقل میکرد تا برای نجات تاج و تخت به سیاره اش بازگردد . Anu برای تایید این مساله پسرش Ea (Enki) و ۵۰ مرد قهرمان رابه زمین فرستاد . Ea- Enki ، مخترع پیشرفته از جت های ابی برای پخش Hammered Bracelet استفاده میکند .

ان ها که برای سوخت نیاز به آب بیشتری در Lahmu (مریخ ) داشتند ، به اندازه کافی رودخانه داشتند اما هوای کافی نداشتند و به ارابه های خود رفتند تا بتوانند اب را به زمین بیاورند .

Enki به محض این که به زمین رسید در ۷ روز Eridu را ساخت و روز هفتم را روز استراحت قرار داد . سپس Anu پسرش Enlil ، برادر Enki را میفرستد . Anu خودش به زمین میرود تا تصمیماتی را قبل از بازگشت به Nibiru در زمانی بگیرد که با Alalu مبارزه میکند . مجددا Anu برنده میشود . اما Alalu که بازنده بود پای Anu’ را به زمین کوبید و دسته کنترل ارابه را کشید و ان را بلعید . سپس معده او دچار عفونت شد .

Alalu بعد از هفت روز مورد قضاوت قرار گرفت و با خلبان Anzu به مریخ تبعید شدند. درخواست Anzu برای ماندن با اوتا زمان مرگ او و دفن او باعث شد نامی برای خودش بسازد . آن ها با عقاب هاو ماهی همراه بودندو غذا و ابزار آنها تامین شده بود . خیلی زود Anu دختر Ninmah (Ninharsag) که یک افسر پزشک بود به زمین میرود و در راه در
مریخ توقف میکند و Anzu را پیدا میکند در حالیکه مرده است. او شصت بار از تپ اختر و امیتر استفاده میکند و Anzu. را زنده میکند .
Ninmah در ان زمان Alalu را می بیند که پادشاه Nibiru است و توده ای از استخوانها در غار یک کوه بزرگ بود.
آنها ورودی غار را دوباره با سنگ پوشاندند ؛

http://sabbathrock.com/images/face_on_mars.jpg

تصویری از Alalu را بر کوه صخره ای بزرگ حک کردند.

آنها نشان دادند که کلاه خود عقاب شل پوشیده است و چهره اش را پوشاندند.

اجازه بدهید تصویری از Alalu برای همیشه رو به Nibiru خیره باشد ، جایی که حکومت کرده است

رو به سوی زمینی که طلا ی ان را کشف کرد! (چهره ای در مریخ)

۱۲ حاکم ANUNNAKI :

Enki, Enlil و Ninma دو پسر و یک دختر پادشاه ANU هستند . ۶ پسر Enki : Marduke, Ningishzidda, Nergal,Ninagal, Gibil,Dumuzi . پسر های Enlil’ : Ninurta, Nannar, ishkur . پسر و دختر Nannar ، دوقلو ها Utu و inanna. .

دیگر نوه های پسری :

Asar, Satu – ، ان ها پسر های Marduke هستند . Horon (horus) پسر Asar که Satu را برای مرگ asars شکست میدهد که سومین پسر Nabu- Marduke میباشد . پادشاه Gilgamesh که پسر Banda نوه Utu و مادر enlil است . Ningishzidda که بعدهها به سیاره زمین انسان ها امد و THOTH نامیده میشد و پسر Enki هم میباشد . Ningishzidda هم در مهندسی ژنتیک DNA بسیار توانا میباشد و به طراحی اهرام گیزا ، بزرگ ترین سیل جهان میپردازد و افعی بال دار نامیده میشود . ( نماد DNA از دو گره خورده ( نماد پزشکی ) .

طراحی اهرام آتلانتیس و کریستال آتلانتیس بدون Bimini زیر دریا که دلیل تمدن های Mayan,Astec در امریکا و اسیای جنوبی میباشد .

آثار ANUNNAKI
اهرام مصر که توسط ANUNNAKI ساخته شده اند با طراحی Ningishzidda Ekur – بوده است . خانه ای که مانند کوه است(پس از ایجاد سیل بزرگ ساخته شده است ). اهرام مورد نظر با کلمات Enki to Enlil نامیده میشوند :زمانی که در اینده در مورد این مساله از شما سئوال شود : کی و توسط چه کسی این روش حذف شده است .

Sphinxs

اجازه دهید علاوه بر قله های دو قلو سن شیر را مشخص کنیم و بگذاریم تصویر Ningishzidda ، طراح ان به عنوان بهترین طراح مشخص شود . سپس مردوک Marduke مجددا ان را در تصویری از Nabu نشان میدهد که ادعا میکند زمین است .

چهره ای بر روی مریخ – Alalu – ان ها غار رابا سنگ ها پوشاندند . اجازه دهید تا تصویر Alalu برای همیشه به سمت Nibiru خیره باشد که در ان جا فرمانروایی کرده است ، سرزمینی که وی طلای ان را کشف کرد . ( چهره ای بر روی مریخ ) .

بلوک های بزرگ سنگی

یک سکوی زمینی برای ارابه های کریستالی به وسیله Skyships نیز حرکت کرده است . معبد ژوپیتر BAALBEK LEBANON

قسمت سطح زمین کوهستان های Cedarسدر ( چهارمین صفحه ) Enlil میباشد که در کشتی پرنده Edin به بررسی کوهستان ها و رود هایی پرداخته است که مد نظرش بوده است . Enlil با گرمای خورشید داغ کرده بود و به دنبال سایه و جای خنک میگشت . کوهستان های پوشیده از برف در شمال قسمتی که عدن Edin قرار داشت و او ان جا را دوست داشت . او در بالای دره کوهستان و در جایی که اشعه های خورشید بر روی سطح ان جا گسترده شده بود دراز کشید . سنگ های بزرگ دامنه کوه ها بریده شده و به اندازه های کوچک تبدیل شدند . ان ها برای بالا نگاه داشتن سکو با کشتی های پرنده ان ها را حمل کردند و از ان محل برداشتند . Enlil با رضایت به بررسی کار دستی پرداخت . کاری که واقعا دوراز باور بود : اثری که همیشه بر جای ماند .

Obelisk – اولین اثر از Anunnaki که در Tablet ها به ثبت رسیده بود .

اهرام Mayan – ( امریکا ) اهرام Ningishzidda- Thoth ( که افعی بالدار نامیده میشود ) + اهرام آسیا .

Anunnaki معدن های طلا را برای ۸۰ شار به مدت ۳۰۰۰۰ سال قبل از ایجاد کمک کارگر های اصلی استخراج کرد. مهندسین Ningishzidda نسخه اصلی DNA انسان مرد رااز Anunnaki با تخمدان Homoerectu زن در یک ظرف گلی در زمین قرار دادند و ( مثل لوله تغذیه بچه ) و آن را به رحم Ninmah(Ninharsag) تزریق کردند . Ninmah بچه ای به نام Adamu. را به دنیا می اورد . همین اتفاق دوباره تکرار میشود اما باز هم دختر میباشد . Enki ان را به Damkina(Ninki) تزریق میکند . ( همسر Enki ، دختر Alalu ) . Damkina فردی را به نام تیامات Tiamat به دنیا می اورد . مدل های ADAMU & TIAMAT که در تصویر Anunnaki’ به عنوان مستخدم ها کشیده شده اند ( نه برده ها ) . او نژاد مخالف انسان بر روی زمین بود . تولد Shaggy از Adamu پوست تیره ای نداشت اما موهای او سیاه بود ، رنگ پوست او هم همانند خون غیراصیلش بود . مثل رنگ Absu ( افریقا ) . آن ها به کلاهک نگاه کردند : شکل آن عجیب بود و دور آن را پوست پوشانده بود .بر خلاف Anunnaki که پوستی دور آن را نگرفته بود . سر آن پوشانده شده بود و چیزی را دستش کرده بود . او به سختی آن را باز کرد . صورت او به یک باره زرد شد : که در آن رحم از رحم دیگری امده بود . یک دختر . یک دختر به دنیا امده بود . او با خوشحالی سر Ninki داد زد .

چهره نوزادان و اندام آنها به دقت مورد مطالعه قرار گرفت .آن ها از شکل خوب و گوش و چشم سالم برخوردار بودند
بودند اندام های پایینی مثل پاها مناسب نبودند و آن ها پشمالو بودند و رنگ موی او مانند شن های ماسه بود .پوست او صاف بود مثل Anunnaki . او دختر بچه ای را به نام Ninmah را در بغل گرفت . او دست ها را به هم زد و نوزاد تازه متولد شده چیز هایی را به خوبی بیان کرد . از نظر Ninki ، همسر Enki ، کودک تازه متولد شده دنیاامده ، پرورش میابد و بزرگ میشود .

شاخه DNA حیات طولانی مثل انسان های Nibiru داده نشده بود . شاخه DNA تیز برای تولید مثل از بین رفته بود . به دلیل عدم زاد و ولد ، در روش ژنتیکی جراحی ، Ningishzidda از دنده Enki و Ninmah دو شاخه از دست رفته dna را برای زاد و ولد با پوشش های کمر جدا کرد .

Enlil که دیگر برهنه نبود در ان قسمت راه رفت و این مساله را مشاهده کرد . نسل های قبلی انسان های زمینی یعنی Adamu و Tiamat، معدن های طلا را برای Anunnaki استخراج کردند و طلا به Nibiru بازگردانده شد که برای جو موثر بود که باید هر شار نزدیک به زمین را از فواصل نزدیک به سیاره ما دو باره پر کند . Enki به اختراع و ایجاد ماشین ها و ابزارهای معدن کاوی ، کشتی های پرنده چرخان (هلکوپتر) ،و ارابه های اسمانی خواهد پرداخت و سپس دو روبات مصنوعی برای ذخیره کردن نام نوه Enlils به نام inanna استفاده میکند . رهبران Anunnaki هر کدام ۱۲ علامت آسترولوژی به ان ها داده میشود . سپس ان ۱۲ نفر با عنوان نام های خدایان مصری و یونانی شناخته میشوند .

کمبود غذا دلیلی بود برای اینکه در طرح Enki’ انسان های متمدن به کشاورزی و چوپانی بپردازند . Enki انکی از دو انسان زمینی آدم Adapa و حوا Titi فرزندانی به نام Dawn و Dusk دارد که تولد ان ها در یک روز اتفاق افتاده است . آدم Adapa به Nibiru برده شد تا پادشاه Anu را ملاقات کند . Adapa و Titi فرزندان دو قلو به نامهای قابیل Ka-in و هابیل Abael داشتند . Ka-in کشاورزی میکرد و Abael چوپان بود . دانه و علف برای گوسفندان از Nibiru. اورده میشد . بعده ها Ka-in و Abael با هم دعوا کردند . Ka-in سنگی را بلند کرد و پشت سر هم او را زد . زمانی که او دید خونش به جوش امده است فریاد زد برادر من Abael ! اما خیلی دیر شده بود . Titi در اخطارهای قبلی در رویاهایش دیده بود که خون Abael را در دست Ka-in دیده است و Adapa را بیدار کرده است و به پیش پسر های ان ها رفته است .

Enki خیلی Ka-in تحریک شده را در سرزمین سرگردان با خواهرش Awan عصبانی کرده بود و به دریای بزرگ امریکا رفته بود . Ningishzidda قبل از رفتن به ان جا اساس زندگی Ka-in’ را( d.n.a ) به گونه ای تغییر داد که ریش نباید رشد کند ( علامت ) . فرض کنید که نوادگان ka-ins از امریکایی ها متمایز شده اند ( هندی ها ریش ندارند؟ ) . نژاد هایی از انسان ها که ریش نمیگذارند . سنگ قبرهای تپه ای – رسم تدفین ANUNNAKI – ABAEL نیز به این روش دفن شده است . Enki که در زیر یک سنگ دفن شده است نشان دهنده رسم تدفین Anunnaki برای Adapa و Titi میباشد . Adapa و Titi به تغییر Sati (seth) برای جایگزینی Abael برای تمام ۳۰ دختر و پسر اول Sati پرداختند . اولین پسر Enshi نامش Kunin بود ، فرزند اول Kunin نامش Malalu بود و اولین پسر Malalu irid بود . فرزند اولIrid نامش Enkimi (Enoch) بود . او علاقه ای به Enki نشان داد و نام ستاره ها را بر او گذاشت و در یک سفر آسمانی marduke به ماه از طریق سیستم خورشیدی بر روی مریخ باقی مانده بود و تا اخر روز سفرش فرمانده Anunnaki بر روی مریخ بود که Igigi نامیده شده بود . اولین پسر Enkimi نامش Matushal بود ، پسر اول Matushal نامش Lumach بود . Lumach با Batanash ازدواج میکند که دختر برادر Matushal بوده است . همسر Lumach’ به نام Batanash پسری به نام Ziusudra داشت ( پدرش Enki بود ) . پوست او مانند برف سفید بود ، موهایش رنگ چرم بود ، چشم هایش رنگ اسمان بود و در نور برق میزد ( ابی یا زال ) ( توصیفی که از او در زمان تولدش ارائه شده است همانند حضرت مسیح میباشد که کشتی میسازد تا خود و خانواده اش را از Deluge ( طوفان نوح ) نجات دهد . داستان فرشته های وحی ( مانند کتاب Enoch ) بعدا در سال ۶۰۰ برای Anunnaki بر روی زمین ارائه شد . بر روی Lahmu ( مریخ ) ، ۳۰۰ پایگاه برای طلا به Nibiru ساخته شد . Shamgaz ، مدیر ، رهبر ۳۰۰ igigi (Anunnaki بر روی مریخ ) به زمین امد که در زمان ازدواج Marduke و Sarpanit بوده است که از دختر Enkimi (Enoch) بر روی زمین متولد شده است . پس از این جشن ۲۰۰ igigi ربوده شدند و از ان ها خواسته شد تا فرزندان و بچه های مشابه با ان ها داشته باشند . Galzu یک مامور سری پادشاه با موهای سفید است که از ارابه اسمانی پیاده شده و به دو قبیله Enki و Enlil میگوید که آن ها از چرخه های کوتا ه زمینی و قدرت جاذبه کم تر استفاده کرده اند و در صورتی در مدت کوتاهی از بین میروند که آن ها به Nibiru بازگردند . همچنین به نظر میرسد که او هم دارای آرزوی یک قرص ابی رنگ Ark را برای Ziusudra دارد تا خود ، همسر و سه فرزندش ، Shem, Ham,Yafet ، و همه حیوانات و DNA را نجات دهد . Enki از خواب بیدار میشود تا قرص نشان داده شده را در کنار خود بیابد . Enki با Ziusudra از طریق نی بادی صحبت میکند تا قرص را پیدا کند .

(کره زمین قبل از طوفان نوح: در پی این طوفان خلیج فارس شکل گرفت که تمدنهایی که بین بوشهر ایران و بحرین بود به زیر آب رفت.تمدن باغ عدن را به این منطقه منتسب میکنند.بقایای این تمدنها چندی پیش کشف شد که در این سایت ذکر گردید.)

SDG Ziusudra (نوح) در Nibiru در اثر گرانش ناشی از ورقه یخ قطب جنوب به سمت دریا است که باعث ایجاد سوپر موج جزر و مدی در زمین میشود. سپس بلورهای یخ بر استراتوسفر که پرتوهای کیهانی در آن زمان مسدود شده را ذوب کرده که بر روی ان چهل شبانه روز باران باریده است. Anunnaki چرخش زمین را در خود کشتی ارابه آسمانی متوقف کرده است تا سیل را از بین ببرد .

Marduke, Sarpanit, ، دو پسر ها ، igigi Anunnaki و خانواده های ان ها بر روی سیاره Lahmu ( مریخ ) مانع طغیان سیلشدند . Nannar درخواست از بین بردن سیل را بر روی Kingu داد ( ماه ) .

Ninagal به وسیله Enki برای ملحق شدن Ziusudra به هدایت Ark در کوهستان های Arata(Ararat), انتخاب شد ، و اکثیر حیات DNA را در ابتدا برای او آورد و تخم حیات حیوانات به وسیله Enki و Ninmah در جعبه ای از چوب کنار جمع اوری شد که در بین فرزندان Ka-in دریای بزرگ بود ( امریکایی – هندی ) که خانه های ساحلی را از سیل نجات داد . دو برادر و خواهر مدیر بودند . و خواسته و اراده خوداوند این بود که انسان ها زنده بمانند .

پس از سیل ساختمان اهرام Anunnaki و Sphinxs به وسیله Ningishzidda. ، پسر ، پسرهای Marduke ، ساخته شد و Asar و Satu با دو دختر Shamgaz ، فرمانروای igigi clan ازدواج کردند . Satu که به برادرش حسادت میکرد ، Asar و همسرش را با دادنه هایی که Horon به ان ها داد کشت . Horon بزرگ شد و به یک قهرمان تبدیل شد و Satu را در جنگی علیه وی شکست داد . Anunnaki igigi تا مسیر خیلی نزدیکی از دروازه قصر ارابه های اسمانی پیشروی کرد ( به خاطر داشته باشید که Elijah بهداخل ارابه های پرنده برده شده بود . ) . بنابراین Enlil پسرش Ninurta را میفرستد تا دروازه جدیدی را در دریای بزرگ بسازد . (خطوط Nazca امریکا ) .

Galzu مجددا در خواب به نزد Enlil می اید تا افرادی به نام Shem (فرزند اول Ziusudras) و یا IbruUm (آبراهام ) از مصیبت نجات دهد . جنگی میان خود Anunnaki ها در گرفت . Inanna بر علیه Marduke به خاطر کشتن معشوقه اش Dumuzi. قیام کرد . تجهیزات این ترور هرگز به پای تجهیزات قلمروی mardukes نمیرسد .

دختر از خانواده Enlil و پسر از خانواده Enki بود . اما حسادت Marduke به حاکم جوان تر به نام Dumuzi بعده ها اورا تحریک کرد . او به داخل رودخانه تندابی میپرد و غرق میشود . inanna با او در Ekur (اهرام) به مبارزه پرداخت تا در درون خویشتن ارام بگیرد . سلاح های پرتویی او بناهای اهرام اولیه را در هم شکست . حالا Marduke در درون خود جستجو میکند و Ningishzidda ، طراح اهرام ، به دنبال راهی برای روبرو شدن با او و مبارزه بااو در دریای بزرگ Sarpanit و پسرش Nabu میباشد . (برج داستان BABEL) . BAB به معنای دروازه و EL به معنای دروازه خدایانبرای خدا میباشد . بعده ها Anu به زمین می اید و از Marduke عذر خواهی میکند تا برگردد . بعده ها Marduke که هنوز خواستار قدرت میباشد یک قطعه سنگ را به طرفداران خود نشان میدهد و یک برج را میسازد . Marduke یک دروازه غیر قابل ورود برای افراد غیر مجاز برای ورود به بهشت میسازد . ( یک دروازه ستاره ای ) . اگر امکان انجام این کار فراهم شود انگاه هیچ بعدی از انسان غیر قابل دسترسی نخواهد بود . Ninurta میگوید این برنامه شیطانی باید متوقف شود . چیزی که همه با ان موافق هستند . شباهنگام بود که Enlilite Anunnaki با کشتی پرنده خود با اتش و باروت امد و و برجی را که ان ها ساخته بودند نابود کرد . ان ها توابعی را در سرتا سر منطقه گماردند . Enlil مردم را مجبور کرد به زبانی که او میخواهد حرف بزنند . او یک شیوه نگارش جدید را ارائه داد که بقیه نمیتوانستند ان را بفهمند .

Marduke تا ان جا پیش میرود که ادعای اهرام را میکند و برای صلح با امریکا ، Ningishzida را ترک میکند و و او با عنوان افعی بالدار معروف است ( سمبل DN ) /

آخرین مصیبت – Mardukeمردوک به گرفتن سرزمین همراه با پسرش Nabu در ارابه های آسمانی ادامه میدهد . دو پسر های Enki و Enlil سلاح های تروریستی را کنار میگذارند اما بال شیطان (انفجار اتمی )در سرزمین سومری ها گسترده میشود و به کل حیات در آن جا پایان میبخشد . Anunnaki کشتی پرنده آن ها را رها میکند و به قسمت دیگری میرود و تونل مخفی زیر زمینی دنیا از پرتوهای کیهانی در امان میماند . این سلاح های تروریستی مخرب هرگز به قلمروی mardukes نرسیدند .

King Anu آنو در نیبیرو بود و اطلاعی در مورد Galzu نداشت و آن ها را مجبور کرد تا بفهمند Galzu فرستاده و مامور مخفی خالق بشر میباشد . یعنی هدف آن ها امدن به زمین و حیات دادن به بشریت بود . آن ها همه ناخواسته فرستاده بودند . محافظانی که از حیات بر روی زمین محافظت میکردند . همانگونه که ما اکنون در این جا هستیم تا به حفظ حیات بپردازیم و از آن مراقبت کنیم . محافظی از جانب خالق بشر .

منبع: www.ufolove.com



منبع:
http://mr201.mihanblog.com


لایک کردن این پست:

بر اساس تئوری تکامل داروین موجودات میمون شکل در حدود ۲۵ میلیون سال پیش پا به عرصه ی وجود گذاشته اند و حدود ۲۰ میلیون سال بعد از آن این موجودات قادر به حرکت روی دو پای خود به شکل امروزی شدند و در طول ۵ میلیون باقی سال این فرایند تکامل ادامه یافت تا اینکه ۱۰۰ هزار سال پیش انسان مدرن پا به عرصه ی وجود گذاشت . باستان شناسان قدمت اشیای کشف شده را بر اساس محل قرار گیری آن شی در لایه های خاک تخمین می زنند ومعمولا اشیایی که در عمق کم خاک و نزدیک به سطح کشف می گردد مربوط به این دوره ی ۱۰۰ هزار ساله می باشد و اشیای ابتدایی تر که در لایه خاک با عمق بیشتر کشف می شود که تا چند میلیون سال نیز می تواند قدمت داشته باشد.

http://www.up.iranblog.com/images/ks90weymu88ncfyo2csv.jpg

در این بین شواهدی نیز از دل خاک بیرون میآید که خلاف آنچه که در بالا گفته شد را ثابت می کند .

۱- اشیای مربوط به انسان مدرن با قدمت ۵۵ میلیون سال

در سال ۱۸۸۰ میلادی در یک معدن طلا در کالیفرنیا در کوه تی بل (Table ) در عمق ۹۰ متری زمین معدن چیان به اشیای سنگی برخوردند که طبق آنچه باستان شناسان به آن معتقدند مربوط به انسان مدرن میباشد ولی این اشیا با توجه به برآوردهای انجام شده حدود ۵۵ میلیون سال قدمت دارند .

http://www.up.iranblog.com/images/t694vn3fuqmsqx1hbf.jpg

http://www.up.iranblog.com/images/ck3n5gxr4w1ubf1uq40q.jpg

http://www.up.iranblog.com/images/eyc8fyujk1yh0shhuyxc.jpg

http://www.up.iranblog.com/images/6a3nj6g7f8ob8kk9rm8.jpg

۲- فسیل انگشت انسان با قدمت ۱۳۵ میلیون سال

این انگشت در کاوش های باستان شناسی مربوط به شناسایی فسیل های دایناسورها در یک لایه آهکی در امریکا کشف شد .

تحقیقات بیشتر اثبات کرد که این فسیل مربوط به انگشت انسان می باشد. برخی نیز معتقدند که فسیل متعلق به بیگانگان می باشد .

http://www.up.iranblog.com/images/80rldjgkiha1crxfqw1.jpg

http://www.up.iranblog.com/images/piasapx5zd0oeouiew9t.jpg

۳- رد کفش انسان با قدمت ۲۰۰ تا ۶۰۰ میلیون سال در یوتا امریکا (قبل از به وجود آمدن حیوانات )

قبل هر چیز باید متذکر شوم که در ۶۰۰ میلیون سال پیش موجودات زنده حالت بسیار ابتدایی داشته و ۵۰ میلیون سال بعد از آن اشکال پیچیده تر حیات شکل گرفته اند.

ویلیام جی میستر که یک جمع کننده ی آمارتور فسیل محسوب میشد در سال ۱۹۶۸ یکی از عجیب ترین کشفیات دوره باستانشناسی را انجام داد.در منطقه ی چشمه های آنتولوپ که در ۴۳ مایلی شمالغربی دلتای یوتا قرار دارد میستر یک تخته سنگ بزرگ را یافت که روی آن رد پای انسان وجود داشت.اینطور به نظر می رسید که این رد شبیه رد صندل می باشد. این رد ۲۶ سانت طول دارد و در قسمت پنجه ۹ سانت و در قسمت پاشنه در حدود ۷٫۵ سانت می باشد.

او همچنین فسیل یک موجود زنده را در رد پا شناسایی نمود که این موجود از ابتدایی ترین اشکال حیات در کره زمین می باشد که در دوره ای بین ۲۶۰ تا ۶۰۰ میلیون سال پیش می زیسته است.

۴- اشیای گوی شکل فلزی با قدمت ۲٫۸ میلیارد سال !

در طی دهه های گذشته معدنچیان افریقای جنوبی صدها شی کروی فلزی را از دل خاک بیرون آورده ند که حداقل تعدادی از آنها دارای ۳خط موازی در وسط خود ( مانند خط استوا در زمین ) می باشند . قدمت این گوی ها با توجه به لایه خاک وسنگهایی که درون آن قرار گرفته بودند ۲٫۸ میلیارد سال تخمین زده شده است.

http://www.up.iranblog.com/images/3lg3zmnzwdbs49ar5pbe.jpg

http://www.up.iranblog.com/images/976tax4su79ghbipau8.jpg

این گوی ها دو دسته هستند :

دسته ی اول از یک فلز با رنگ متمایل به آبی با بلورهای سفید تشکیل شده است ودسته ی دوم گوی های تو خالی هستند که مرکز آنها با یک ماده ی اسفنج مانند پر شده .

آقای جان هاند در حالی که در یک رستوران نشته بود .با یکی از گوی ها شروع به بازی کرد او متوجه شد که وقتی آن را روی میز می چرخاند ( مانند فرفره ) در هنگام چرخش گوی دارای تعادل عجیبی است .

او یکی از گوی ها را برای بررسی به موسسه ی تحقیقات فضایی در کالیفرنیا فرستاد بابررسی های انجام شده این موسسه اعلام کرد که تکنولوژی اندازه گیری دقت تعادل این گوی وجود ندارد وهمچنین تکنولوژی ساخت همچین شیی با این اندازه از تعادل نیز موجود نیست و تنها جایی که می توان همچین چیزی را ساخت مکانیست که درآن جاذبه صفر می باشد .

 

منبع www.ufolove.com



منبع:
http://mr201.mihanblog.com


لایک کردن این پست:

سایت جدید ufolove

چهارشنبه 8 تیر 1390 04:31 ق.ظ

سلام دوستان عزیز معذرت بابت دیر اپلود کردن چون دسترسی به اینترنت نداشتم.الان هم سایت پر ارزش یوفو لاو که تازه راه اندازی شده رو بهتون پیشنهاد می کنم تا یه سری بهش بزنید.

                                                            www.ufolove.com



منبع:
http://mr201.mihanblog.com


لایک کردن این پست:

فضایی ها در گذشته

شنبه 7 خرداد 1390 11:05 ق.ظ

یکی از دوستان گفته بود که من چرا به فضایی ها اعتقاد دارم واز کجا میدونم اونها وجود دارم در مطالب پایین شواهدی از کتاب عهد عتیق و یکی از تحقیقات انسان شناسی چند سال اخیر اورده شده است که خالی از لطف نیست اگر بخونیدش.

 

گروهی از انسان شناسان که به همراه مردم بومی در منطقه ای دورافتاده درهند مشغول به کار بودند دست به اکتشافی فوق العاده زدند: نقاشی هایی پیچیده داخل غار مربوط به دوران پیش از تاریخ که بیگانه ها و وسیله ای مانند یوفو را به تصویر میکشد.

http://ufolove.files.wordpress.com/2010/11/10020ancientastro.jpg?w=300

این تصاویر در هوشنگ آباد یکی از بخش های ایالت مادهیا پرادش که تنها 70 کیلومتر از مرکز حکومت محلی رایزن فاصله دارد پیدا شده اند. این غارها در اعماق جنگل هایی انبوه مدفون هستند.

در این نقاشی داخل غار، تصویر واضحی از آنچه که می تواند یک بیگانه یا ای-تی در لباس فضانوردی باشد به همراه تصویری کلاسیک از یک یوفو به شکل بشقاب پرنده که به نظر می رسد چیزی را به داخل می کشد یا از خود خارج می کند، به چشم می خورند که میتوانند مربوط به یک سناریوی قدیمی ربوده شدن توسط یوفو باشند. همینطور زمینه ای از انرژی یا نوعی راه عبور در پشت یوفو دیده می شود.

همچنین شکل دیگری در اینجا به تصویر کشیده شده که می تواند یک کرم چاله باشد، در توضیح اینکه چگونه بیگانگان قادر بودند به زمین دسترسی داشته باشتند. این تصویر ممکن است علاقه مندان به یوفو را به این سمت هدایت کند که این نقوش با دخالت خود بیگانه ها کشیده شده اند.

واسیم خان، باستان شناس محلی، شخصاً این تصاویر را مورد بررسی قرار داده. او اعلام کرد که اشیاء و موجودات دیده شده در این نقاشی داخل غار در مقایسه با سایر آثار متعلق به دوران پیش از تاریخ به جا مانده در غارها که زندگی گذشته را در این منطقه توصیف می کنند کاملاً غیرعادی و متمایز هستند. او اعتقاد دارد این تصاویر می توانند این ایده را مطرح کنند که موجوداتی از سیارات دیگر از دوران پیش از تاریخ با انسان ها در ارتباط بوده اند: این ایده اعتبار بیشتری به ” نظریۀ فضانوردان باستانی” که ادعا می کند تمدن انسان به کمک بیگانه هایی خیرخواه از فضاهای دوردست بنا نهاده شده می بخشد.

 

چون در مقالات و اخباری كه در مورد مسائلی همچون نفیلیم، آفرینش انسان، برج بابل و…. بیان میگردند خواننده مرتبا به كتب باستانی مانند كتاب آفرینش(عهد عتیق) و دیگر كتب ارجاع داده میشود لازم دیدم متن این كتب را یافته و پس از ترجمه در اختیار رامتین قرار بدم كه تو سایت قرار بده.

آنچه كه پیش روی شماست بخشهائی از این كتب هستند كه مرتب از آنها نقل قول میشه، من متن انگلیسی رو پیدا كردم كه با انگلیسی رایج كنونی یه مقداری تفاوت داره، ولی سعی كردم ترجمه روان و قابل استفاده و بدون دستكاری ناشی از تعصب ارائه بدم.

پس از مطالعه این متون متوجه میشید كه مسائل طرح شده با مطالبی كه كردو موتوا شمن آفریقائی نقل كرده هماهنگی زیادی دارند كه جالب توجه و درخور تعمق هست.

Book of the genesis

003:022 And the LORD God said, Behold, the man is become as one of us,

to know good and evil: and now, lest he put forth his hand,

and take also of the tree of life, and eat, and live for ever:

خدای ارباب گفت : آگاه باشید كه انسان یكی از ما (خدایان) است، (ای انسان) حال برای اینكه خوب و بد را بفهمی دستت را پیش بیار و از درخت زندگی بخور باشد كه تا ابد زندگی كنی.

003:023 Therefore the LORD God sent him forth from the garden of Eden,

to till the ground from whence he was taken.

انسان را به باغ عدن فرستاد تا در زمینی كه از آن جدا شده بود زراعت كند.(پس ابتدا انسان را از زمین برده بودند).

003:024 So he drove out the man; and he placed at the east of the

garden of Eden Cherubims, and a flaming sword which turned

every way, to keep the way of the tree of life.

پس انسان را در شرق عدن جای داد و فرشته زیبائی با شمشیر آتشین مراقب او بود تا او را از درخت زندگی دور نگاه دارد.

004:001 And Adam knew Eve his wife; and she conceived, and bare Cain,

and said, I have gotten a man from the LORD.

پس آدم حوا را به عنوان همسر خود شناخت و او kain (قابیل) و said (خواهرش) را به دنیا آورد، آدم گفت كه خداوند به من فرزندانی اعطا كرد.

004:002 And she again bare his brother Abel. And Abel was a keeper of

sheep, but Cain was a tiller of the ground.

باز حوا Abel (هابیل) و خواهرش را بدنیا آورد. ابل دامداری و كین كشاورزی میكرد.

004:003 And in process of time it came to pass, that Cain brought of

the fruit of the ground an offering unto the LORD.

004:004 And Abel, he also brought of the firstlings of his flock and

of the fat thereof. And the LORD had respect unto Abel and to

his offering:

004:005 But unto Cain and to his offering he had not respect. And Cain

was very wroth, and his countenance fell.

004:006 And the LORD said unto Cain, Why art thou wroth? and why is

thy countenance fallen?

004:007 If thou doest well, shalt thou not be accepted? and if thou

doest not well, sin lieth at the door. And unto thee shall be

his desire, and thou shalt rule over him.

پس از مدتی كین و ابل برای خداوند هدایائی آماده كردند، قابیل از محصولات كشاورزی اش و هابیل از حیوانات تازه بدنیا آمده و پروار، خداوند هدایای كین را قبول نكرد ولی ابل را پذیرفت و او را احترام كرد، كین خشمگین شد ولی خداوند به او گفت چرا خشمگین میشوی؟ خود از بدترین محصولت آوردی و خود باعث نپذیرفته شدن هدایایت گشتی، حال ابل را بعنوان مهتر و رئیس منصوب میكنم.

004:008 And Cain talked with Abel his brother: and it came to pass,

when they were in the field, that Cain rose up against Abel

his brother, and slew him.

004:009 And the LORD said unto Cain, Where is Abel thy brother? And he

said, I know not: Am I my brother’s keeper?

004:010 And he said, What hast thou done? the voice of thy brother’s

blood crieth unto me from the ground.

004:011 And now art thou cursed from the earth, which hath opened her

mouth to receive thy brother’s blood from thy hand;

ولی كین از ابل اطاعت نكرد و او را كشت، خداوند به كین گفت “كجاست ابل؟” كین پاسخ داد كه نمیدانم آیا من نگهبان برادرم هستم؟ خداوند گفت تو چكار كردی كه خون برادرت كه در زمین فرو رفته مرا با فریاد میخواند؟ پس زمین كه خون ابل را بلعیده بود كین را نفرین كرد.

004:012 When thou tillest the ground, it shall not henceforth yield

unto thee her strength; a fugitive and a vagabond shalt thou

be in the earth.

پس زمانی كه زمین را كشت میكنی مانند قبل به تو محصول نخواهد داد و تو در زمین آواره و فانی خواهی بود.

004:013 And Cain said unto the LORD, My punishment is greater than I

can bear.

004:014 Behold, thou hast driven me out this day from the face of the

earth; and from thy face shall I be hid; and I shall be a

fugitive and a vagabond in the earth; and it shall come to

pass, that every one that findeth me shall slay me.

004:015 And the LORD said unto him, Therefore whosoever slayeth Cain,

vengeance shall be taken on him sevenfold. And the LORD set a

mark upon Cain, lest any finding him should kill him.

كین گفت كه خدایا من بسیار پشیمانم، علاوه بر آنچه مقدر كردی اراده كن كه هر كه مرا در زمین یافت مرا بكشد تا مجبور به مخفی شدن نیز باشم، خداوند گفت باشد هر كه تورا یابد خواهد كشت ولی خود او نیز هدف انتقام قرار خواهد گرفت!!

004:016 And Cain went out from the presence of the LORD, and dwelt in

the land of Nod, on the east of Eden.

004:017 And Cain knew his wife; and she conceived, and bare Enoch: and

he builded a city, and called the name of the city, after the

name of his son, Enoch.

كین و همسرش در شرق عدن در سرزمین ناد ساكن گشتند و فرزندی به نام انوخ بدنیا آوردند و شهری به نام انوخ بنیان نهادند.

004:025 And Adam knew his wife again; and she bare a son, and called

his name Seth: For God, said she, hath appointed me another

seed instead of Abel, whom Cain slew.

004:026 And to Seth, to him also there was born a son; and he called

his name Enos: then began men to call upon the name of the

LORD.

005:001 This is the book of the generations of Adam. In the day that

God created man, in the likeness of God made he him;

005:002 Male and female created he them; and blessed them, and called

their name Adam, in the day when they were created.

005:003 And Adam lived an hundred and thirty years, and begat a son in

his own likeness, and after his image; and called his name

Seth:

005:004 And the days of Adam after he had begotten Seth were eight

hundred years: and he begat sons and daughters:

005:005 And all the days that Adam lived were nine hundred and thirty

years: and he died.

005:006 And Seth lived an hundred and five years, and begat Enos:

005:007 And Seth lived after he begat Enos eight hundred and seven

years, and begat sons and daughters:

005:008 And all the days of Seth were nine hundred and twelve years:

and he died.

005:009 And Enos lived ninety years, and begat Cainan:

005:010 And Enos lived after he begat Cainan eight hundred and fifteen

years, and begat sons and daughters:

005:011 And all the days of Enos were nine hundred and five years: and

he died.

005:012 And Cainan lived seventy years and begat Mahalaleel:

005:013 And Cainan lived after he begat Mahalaleel eight hundred and

forty years, and begat sons and daughters:

005:014 And all the days of Cainan were nine hundred and ten years:

and he died.

005:015 And Mahalaleel lived sixty and five years, and begat Jared:

005:016 And Mahalaleel lived after he begat Jared eight hundred and

thirty years, and begat sons and daughters:

005:017 And all the days of Mahalaleel were eight hundred ninety and

five years: and he died.

005:018 And Jared lived an hundred sixty and two years, and he begat

Enoch:

005:019 And Jared lived after he begat Enoch eight hundred years, and

begat sons and daughters:

005:020 And all the days of Jared were nine hundred sixty and two

years: and he died.

005:021 And Enoch lived sixty and five years, and begat Methuselah:

005:022 And Enoch walked with God after he begat Methuselah three

hundred years, and begat sons and daughters:

005:023 And all the days of Enoch were three hundred sixty and five

years:

005:024 And Enoch walked with God: and he was not; for God took him.

005:025 And Methuselah lived an hundred eighty and seven years, and

begat Lamech.

005:026 And Methuselah lived after he begat Lamech seven hundred

eighty and two years, and begat sons and daughters:

005:027 And all the days of Methuselah were nine hundred sixty and

nine years: and he died.

حوا دوباره پسری به مانند ابل بدنیا آورد كه او را ست seth نامیدند، ست دارای پسری به نام انوش و انوش پدر كاینان و او پدر ماهالالیل و او پدر جارد و او پدر انوخ و او پدر متوصلاح و او پدر لامخ و او پدر نوح بود. سطرهای بالا حاوی جزئیاتی در باره طول عمر افراد و برخی اتفاقات متفرقه هستند.

005:028 And Lamech lived an hundred eighty and two years, and begat a

son:

005:029 And he called his name Noah, saying, This same shall comfort

us concerning our work and toil of our hands, because of the

ground which the LORD hath cursed.

005:030 And Lamech lived after he begat Noah five hundred ninety and

five years, and begat sons and daughters:

005:031 And all the days of Lamech were seven hundred seventy and

seven years: and he died.

005:032 And Noah was five hundred years old: and Noah begat Shem, Ham,

and Japheth.

لامخ گفت این پسر (نوح) مانند ما از تنگی و نگرانی زمین كه خداوند آنرا نفرین و نابارور كرده است نجات خواهد داد. نوح در پانصد سالگی سه فرزند به نام شم و هام و جفث داشت، در این زمان فرزندان آدم زیاد شده و در زمین پراكنده شده بودند.

006:001 And it came to pass, when men began to multiply on the face of

the earth, and daughters were born unto them,

006:002 That the sons of God(nephilim, deamons, fallen ones saw the daughters of men that they were fair; and they took them wives of all which they chose.

در این زمان نفیلیم (فرشتگان فرو افتاده، دیو های رانده شده) دختران انسان را دیدند و با آنها به میل و رغبت خودشان ازدواج كردند.

006:003 And the LORD said, My spirit shall not always strive with man,

for that he also is flesh: yet his days shall be an hundred

and twenty years.

در همین زمان خداوند گفت روح من (كه در بدن انسان حلول كرده) شایسته نیست در این بدن خاكی مدت زیادی بماند، پس عمر انسان كوتاه گشت(حدود یكصد و بیست سال).

006:004 There were giants in the earth in those days; and also after

that, when the sons of God(nephilim, deamons, fallen ones) came in unto the daughters of men, and they bare children to them, the same became mighty men which were of old, men of renown.

قبل از آمیزش نفیلیم با برخی انسانها، بیشتر انسانها دیگر مانند آدم عظیم الجثه نبودند، ولی فرزندان نفیلیم بار دیگر تبدیل به انسانهائی عظیم گشتند.

[235279_f496.jpg]

006:005 And God saw that the wickedness of man was great in the earth,

and that every imagination of the thoughts of his heart was

only evil continually.

این نسل جدید بسیار بداندیش و شیطان صفت بود و هركار زشتی انجام میداد.

006:006 And it repented the LORD that he had made man on the earth,

and it grieved him at his heart.

006:007 And the LORD said, I will destroy man whom I have created from

the face of the earth; both man, and beast, and the creeping

thing, and the fowls of the air; for it repenteth me that I

have made them.

خداوند بسیار ناراحت و دلشكسته گشت چرا كه او انسانها را آفریده بود، پس (به نوح) گفت من همانطور كه انسانها را آفریدم آنها را نابود میكنم و همچنین درندگان و گیاهان زمین و پرندگان آسمان را (به سبب دستكاری و دخالت نفیلیم در آفرینش و ژنتیك موجودات روی زمین و پدید آمدن موجودات پلید و عجیب الخلقه).

006:008 But Noah found grace in the eyes of the LORD.

006:009 These are the generations of Noah: Noah was a just man and

perfect in his generations, and Noah walked with God.

006:010 And Noah begat three sons, Shem, Ham, and Japheth.

006:011 The earth also was corrupt before God, and the earth was

filled with violence.

006:012 And God looked upon the earth, and, behold, it was corrupt;

for all flesh had corrupted his way upon the earth.

006:013 And God said unto Noah, The end of all flesh is come before

me; for the earth is filled with violence through them; and,

behold, I will destroy them with the earth.

ولی نوح در چشمان ارباب بخشندگی و ظرافت عمل را دید، از انجائی كه نوح دارای آفرینش پاك و خالص بود (انسانهای دیگر دارای ژنتیك مختلط بودند) با ارباب قدم میزد و ارباب به او گفت كه زمین (بخاطر دخالت شیاطین) پر از وحشیگری و جنایات شده است وحتی خود زمین بواسطه آلودگی موجودات روی آن آلوده شده است، پس همه را یكجا نابود خواهم كرد.

006:014 Make thee an ark of gopher wood; rooms shalt thou make in the

ark, and shalt pitch it within and without with pitch.

006:015 And this is the fashion which thou shalt make it of: The

length of the ark shall be three hundred cubits, the breadth

of it fifty cubits, and the height of it thirty cubits.

006:016 A window shalt thou make to the ark, and in a cubit shalt thou

finish it above; and the door of the ark shalt thou set in the

side thereof; with lower, second, and third stories shalt thou

make it.

006:017 And, behold, I, even I, do bring a flood of waters upon the

earth, to destroy all flesh, wherein is the breath of life,

from under heaven; and every thing that is in the earth shall

die.

006:018 But with thee will I establish my covenant; and thou shalt

come into the ark, thou, and thy sons, and thy wife, and thy

sons’ wives with thee.

006:019 And of every living thing of all flesh, two of every sort

shalt thou bring into the ark, to keep them alive with thee;

they shall be male and female.

006:020 Of fowls after their kind, and of cattle after their kind, of

every creeping thing of the earth after his kind, two of every

sort shall come unto thee, to keep them alive.

006:021 And take thou unto thee of all food that is eaten, and thou

shalt gather it to thee; and it shall be for food for thee,

and for them.

006:022 Thus did Noah; according to all that God commanded him, so did

he.

پس نوح همانطور كه ارباب گفته بود كمانی از چوب ساخت و به اراده خداوند از هر موجودی یك جفت پاك و خالصش در آن كمان(كشتی) جمع گشتند و نوح با خانواده اش بهمراه آذوقه و غذای كافی در آن جای گرفتند.

007:001 And the LORD said unto Noah, Come thou and all thy house into

the ark; for thee have I seen righteous before me in this

generation.

007:002 Of every clean beast thou shalt take to thee by sevens, the

male and his female: and of beasts that are not clean by two,

the male and his female.

007:003 Of fowls also of the air by sevens, the male and the female;

to keep seed alive upon the face of all the earth.

007:004 For yet seven days, and I will cause it to rain upon the earth

forty days and forty nights; and every living substance that I

have made will I destroy from off the face of the earth.

و خداوند به نوح گفت در كشتی بشین كه من از هر حیوان و گیاه و پرنده ای یك جفت خالص و پاكش را در كشتی جای داده ام.( و حتی تعدادی از ناپاكنشان را؟؟؟؟؟) و در هنگان طوفان نوح ششصد سال داشت.

007:018 And the waters prevailed, and were increased greatly upon the

earth; and the ark went upon the face of the waters.

007:019 And the waters prevailed exceedingly upon the earth; and all

the high hills, that were under the whole heaven, were

covered.

007:020 Fifteen cubits upward did the waters prevail; and the

mountains were covered.

007:021 And all flesh died that moved upon the earth, both of fowl,

and of cattle, and of beast, and of every creeping thing that

creepeth upon the earth, and every man:

007:022 All in whose nostrils was the breath of life, of all that was

in the dry land, died.

و آب انقدر بالا آمد كه تمامی سطح زمین را پوشاند و از قله بلند ترین كوه پانزده ذراع (حدود هفت متر) ارتفاع داشت صد و پنجاه روز و شب اینگونه بود تا هر موجودی كه نیاز به تنفس داشت و در زمین خشك مانده بود از بین رفت.

007:023 And every living substance was destroyed which was upon the

face of the ground, both man, and cattle, and the creeping

things, and the fowl of the heaven; and they were destroyed

from the earth: and Noah only remained alive, and they that

were with him in the ark.

007:024 And the waters prevailed upon the earth an hundred and fifty

days.

008:001 And God remembered Noah, and every living thing, and all the

cattle that was with him in the ark: and God made a wind to

pass over the earth, and the waters asswaged;

008:002 The fountains also of the deep and the windows of heaven were

stopped, and the rain from heaven was restrained;

008:003 And the waters returned from off the earth continually: and

after the end of the hundred and fifty days the waters were

abated.

008:004 And the ark rested in the seventh month, on the seventeenth

day of the month, upon the mountains of Ararat.

سپس ارباب نوح را به یاد آورد و بادی در زمین وزید و شكاف آسمان و چشمه زمین بسته شدند و پس از هفت ماه و هفت روز كمان نوح در قله كوه آرارات نشست.

008:005 And the waters decreased continually until the tenth month: in

the tenth month, on the first day of the month, were the tops

of the mountains seen.

ولی تا ماه دهم طول كشید كه قله كوهها دیده شود.

نوح برای خداوند قربانگاهی ساخت و حیوانات ناپاك و ناخالص را در آن سوزاند، پس ارباب وقتی بوی خوبی از آتش شنید با خود گفت كه دیگر نخواهم گذاشت كار به اینجا بكشد تا مجبور به نفرین زمین شوم و همه موجودات را نابود كنم، ای نوح در زمین پخش شوید و از هر چه روئیدنی و حیوانات است روزیتان را بجوئید مگر گوشتی كه در آن خون جاری است، چرا كه خون موجودات از آن من است و من خون انسانها را از درندگان و دیگر انسانها خواهم ستاند، پس هر كه خون فردی را بریزد خون خودش باید ریخته شود و …..

http://a1.phobos.apple.com/us/r1000/036/Purple/8a/b5/60/mzl.lgxkeafr.320x480-75.jpg

Book of the cave of the treasures. كتاب مقدس مسیحیان كه ریشه در دانش مصریان از تاریخ بشر دارد

[The Creation of Adam.]

(همه میدانیم كه انسان گونه ها بیش از یك میلیون سال پیش بر روی زمین وجود داشته اند، انچه كه بعنوان داستان خلقت آدم نقل شده به احتمال زیاد ماجرای دستكاری و تكامل دادن این گونه ها توسط خدایان_فرشتگان) و سپس كینه ورزی صاحبان قبلی زمین نسبت به این لطف و كمك بوده است، از آنجائی كه نقل میشود خدایان انسان را به شكل خود آفریدند بنظر میاید علت این انتخاب این بوده كه چون نژادهای انسان گونه كه برروی زمین پدید آمده بودند شباهت زیادی با نژادهای پیشرفته آسمانی داشتند خدایان به این نتیجه رسیدند كه این موجود پدید آمده بر روی زمین استعداد زیادی برای پیشرفت و تعالی دارد.

وجه تسمیه “غار گنجها” این است كه در این كتاب نقل شده آدم هدایائی كه از خدایان و فرشتگان دریافت كرده بود را در غاری كه اكنون زیر دریاچه نمك در اسرائیل قرار دارد قرار میداده است و این كتاب چون توصیفات زیادی از این ابزار و ادوات ارائه كرده است به كتاب غار گنجها معروف شده است.)

Now the formation of Adam took place in this wise: On the Sixth Day, which is the Eve of the Sabbath, at the first hour of the day, when quietness was reigning over [Fol. 4b, col. 2] all the Ranks [of the Angels], and the hosts [of heaven], God said, “Come ye, let Us make man in Our image, and according to Our likeness.” Now by this word “Us” He maketh known concerning the Glorious Persons [of the Trinity]. And when the angels heard this utterance, they fell into a state of fear and trembling, and they said to one another, “A mighty miracle will be made manifest to us this day [that is to say], the likeness of God, our Maker.” And they saw the right hand of God opened out flat, and stretched out over the whole world; and all creatures were collected in the palm of His right hand. And they saw that He took from the whole mass of the earth one grain of dust, and from the whole nature of water one drop of p. 52 water, and from all the air which is above one puff of wind, and from the whole nature of fire a little of its heat and warmth. And the angels saw that when these four feeble (or inert) materials were placed in the palm of His right hand [Fol. 5a, col. 1], that is to say, cold, and heat, and dryness, and moisture, God formed Adam. Now, for what reason did God make Adam out of these four materials unless it were [to show] that everything which is in the world should be in subordination to him through them? He took a grain from the earth in order that everything in nature which is formed of earth should be subject unto him; and a drop of water in order that everything which is in the seas and rivers should be his; and a puff of air so that all kinds [of creatures] which fly in the air might be given unto him; and the heat of fire so that all the beings that are fiery in nature, and the celestial hosts, might be his helpers.

و در روز ششم از آفرینش خداوند تمام فرشتگان و ساكنان آسمان را در پیشگاه خود حاضر كرد و به آنها گفت: بیائید آدم را در تصور خود پدید آوریم به بهترین شكلی كه دوست داریم و مانند من، در میان فرشتگان ولوله و هراسی افتاد و گفتند كه معجزه ای عظیم در حال رخ دادن است، موجودی شبیه به خدا آفریده میشود! خداوند دست راستش را گشود و از بالای سر تمام موجودات و جهانها گذشت تا به زمین رسید و یك دانه خاك از زمین برداشت، یك قطره آب از میان آبها، یك فوت از گازها و یك شعله از آتش، باشد كه آدم بتواند بر تمامی عناصر خلقت تسلط یابد.

God formed Adam with His holy hands, in His own Image and Likeness, and when the angels saw Adam’s glorious appearance they were greatly moved by the beauty thereof. For they saw [Fol. 5a, col. 2] the image of his face burning with glorious splendour like the orb of the sun, and the light of his eyes was like the light of the sun, and the image of his body was like unto the sparkling of crystal. And p. 53 when he rose at full length and stood upright in the centre of the earth, he planted his two feet on that spot whereon was set up the Cross of our Redeemer; for Adam was created in Jerusalem. There he was arrayed in the apparel of sovereignty, and there was the crown of glory set upon his head, there was he made king, and priest, and prophet, there did God make him to sit upon his honourable throne, and there did God give him dominion over all creatures and things. And all the wild beasts, and all the cattle, and the feathered fowl were gathered together, and they passed before Adam and he assigned names to them; and they bowed their heads before him; and eveything in nature worshipped him [Fol. 5b, col. 1], and submitted themselves unto him. And the angels and the hosts of heaven heard the Voice of God saying unto him, “Adam, behold; I have made thee king, and priest, and prophet, and lord, and head, and governor of everything which hath been made and created; and they shall be in subjection unto thee, and they shall be thine, and I have given unto thee power over everything which I have created.” And when the angels heard this speech they all bowed the knee and worshipped Him.

پس زمانی كه آدم مطابق خواست و تصور خدا آفریده میشد، فرشتگان دیدند كه صورتی مانند خورشید دارد و نور چشمانش مانند اشعه آن است و بدنش همچون بلوری(كریستالی) است كه بدور آن برق و صاعقه میگردد، پس زمانی كه آدم به آفرینش كامل رسید پایش را در جائی گذاشت كه نجاتبخش ما به صلیب كشیده شد، اورشلیم كه محل حكومت و تخت پادشاهیست، و تمام درندگان و پرندگان و هرچه آفریده شده بود به دور او آمدند و یكایك در مقابل او قرار یافتند و او به هر یك اسمی داد، هر موجودی با شنیدن اسم خود سر تعظیم فرود میاورد و دور میشد و تمام طبیعت او را پرستیدند. و ندائی از خداوند بر آدم آمد: آگاه باش كه من تو را پادشاه، روحانی و پیامبر و ارباب و سرآمد قرار دادم و هرچه افریدم در خدمت توست و تو بر همه قدرت داری. فرشتگان چون این را شنیدند همه زانو زدند و آدم را پرستیدند.

[NOTES.-- The Egyptian and Ethiopian Churches have a tradition that the angels were not all created at the same time. The great archangel Michael, who is called the "Angel of the Face," and all his Rank of angels were created in the first hour of Friday, the Priests in the second, the Thrones in the third, the Dominions (or Sultâns) in the fourth, the Lords in the fifth, the Powers in the sixth, the Tens of Thousands in the seventh, the Governors in the eighth, the Masters in the ninth. After the Governors the Rank of angels governed by Satan were created, and then the Tenth Rank.

According to a Coptic tradition preserved in the Discourse on Abbatôn, the Angel of Death, by Timothy, Archbishop of Rakoti (Alexandria), the clay of which Adam was made was brought by the angel Mûrîêl from the Land of the East

كلیسای مصر و اتیوپی اعتقاد سنتی دارند كه ابتدا فرشته بزرگ میكائیل و همنوعانش، سپس فرشتگان موبد، بعد تاجداران، سلطه وران، اربابان، قدرتمندان ، ده هزارگان، حاكمان، روسا، شیاطین و سپس رده دهم آفریده شده اند.

مطابق كتاب "سخنان فرشته مرگ، آباتون"، برخی از فرشتگان بزرگ (رده میكائیل و همنوهانش) مامور آفرینش آدم شدند، فرشته ای بنام "موریل" گل رس را از شرق اورد و.........

[THE REVOLT OF SATAN, AND THE BATTLE IN HEAVEN.]

And when the prince of the lower order of angels saw what great majesty had been given unto Adam, he was jealous of him from that day, and he did not wish to worship him. And he said unto his hosts, “Ye shall not worship him, and ye shall not praise him with the angels. It is meet that ye should worship me, because I am fire and spirit; and not that I should worship a thing of dust, which hath been fashioned of fine dust.” And the Rebel meditating these things [Fol. 5b, col. 2] would not render obedience to God, and of his own free will he asserted his independence and separated himself from God. But he was swept away out of heaven and fell, and the fall of himself and of all his company from heaven took place on the p. 56 Sixth Day, at the second hour of the day. And the apparel of their glorious state was stripped off them. And his name was called “Sâtânâ” because he turned aside [from the right way], and “Shêdâ” because he was cast out, and “Daiwâ” because he lost the apparel of his glory. And behold, from that time until the present day, he and all his hosts have been stripped of their apparel, and they go naked and have horrible faces.

كودتای ساتان:

یك ساعت پس از آفرینش ادم وقتی كه ساتان، شاهزاده فرشتگان دست پائین، افتخار و عظمت اعطا شده به آدم را دید به او حسادت كرد و به دسته خود گفت: شما نباید مانند دیگر فرشتگان او را بپرسید و باید مرا بپرستید چرا كه من از آتش و شبه ساخته شده ام و او از خاك خوب، پس با اراده خویش كه خداوند به او آزادی داده بود بر خداوند شورید و استقلال خویش را اعلام كرد، ولی از آسمان بیرون رانده شد همراه با دسته اش، و افتخارش از او گرفته شد، او را “ساتانا” خواندند چون از راه راست روگرداند، “دایوا” چون افتخارش را از دست داد و “شدا” چون اخراج شد.

و آگاه باشید كه از آن زمان تا كنون دسته فرشتگان تحت فرمان او از ظاهر خود محروم و ملعون شده اند، بدون لباس و عریان زندگی میكنند و دارای ظاهر و چهره ای وحشتناك و تهوع آور میباشند.

http://www.toshop.com/alien/alien6.gif

http://www.100megsfree4.com/farshores/ufo04c18.gif

[NOTES.--The Fathers of the Egyptian and Ethiopian Churches treat the story of the Fall of Satan in great detail. According to them he declared to himself that he would set his throne above the stars, p. 57 and make himself equal to God. One week after the creation of Adam, Satan declared war on the hosts of Almighty God. These were commanded by Michael and consisted .The angels uttered their battle cries and began to fight, but Satan charged them and dispersed them; they reformed, but again Satan charged them and put them to flight. Then God gave the angels the Cross of Light, And when they attacked the hosts of darkness under this Cross, Satan became faint, and he and his forces withdrew, and Michael hurled them down to hell.

در كلیسای مصر و اتیوپی داستان شورش ساتان با جزئیات بیشتری بیان گشته، ساتان اعلام میكند كه باید بر عرش بالای ستارگان و در كنار جایگاه خدا بنشیند، و پس از افرینش آدم او به دسته تحت فرمان خداوند اعلان جنگ میكند، لشكر خدا كه تحت فرمان میكائیل بود وارد جنگ شدند ولی دوبار از شیطان شكست خوردند، تا اینكه خداوند به آنها صلیب نور را داد (افسانه پدر، پسر و روح مقدس از اینجا چشمه گرفته است) و فرشتگان تحت نور صلیب به لشكریان تاریكی حمله كردند تا ساتان ناتوان گشت و با نیروهایش عقب نشست و میكائیل اورا به پائین و جهنم درون زمین راند.

[From the Book of the Mysteries of Heaven and Earth.] The prototype of the great fight in heaven between the powers of light and darkness is found in p. 58 ancient Egyptian religious texts, in more than one form. In the oldest form Set, , the Devil, rebels against Her-ur, , the god of heaven, whose chief symbols are the sun and moon, and is utterly defeated. In the next form Set attacks the Sun-god R¯a, , and is destroyed by him; the great ally of Set, called ¯Apep (Apôphis), , and all his fiends and devils (the Sebau), , are defeated and burnt up daily. In another form Set makes war on Horus, the son of Osiris, and on Osiris himself, and is defeated utterly. The Coptic version of the legend was borrowed from the old hieroglyphic texts, and then Christianized.

داستانی مشابه داستان نقل شده در نوشته های هیگروگیلف مصر باستان كشف شده است كه بیان میكند ست و آپوفیس بر ضد هوروس شورش كردند تا اینكه رع خدای خورشید پس از شكست اوسیریس از ست، آندو را با شیاطین و دیوهایشان شكست داد و سوزاند.

بنظر میاید این داستان اصالتا متعلق به دین مسیح نبوده است و بعدا مسیحائی شده است.

در قسمت ذیل، جون مسیحیان مفاهیمی كه دلخواهشان نبوده را از متن اصلی حذف كرده بودند، برخی نكات را كه در منابع دیگر نقل میشود را در داخل گیومه اورده ام:

SATAN’S ATTACK ON ADAM AND EVE.]

حمله ساتان به آدم و حوا

And when Satan saw that Adam and Eve were happy and joyful in Paradise, that Rebel was smitten sorely with jealousy, and he became filled with wrath. [when] serpant saw Eve by herself [Fol. 7a, col. 1], he called her by her name. And when she turned round towards him, she saw her own form [reflected] in him, and she talked to him; and Satan led her astray with his lying words, because the nature of woman is soft (or, yielding).

And when Eve had heard from him concerning that tree, straightway she ran quickly to it, and she plucked the fruit of disobedience from the tree of transgression of the command, and she ate. Then immediately she found herself stripped naked, and she saw the hatefulness of her shame, and she ran away p. 65 naked, and hid herself in another tree, and covered her nakedness with the leaves thereof. And she cried out to Adam, and he came to her, and she handed to him some of the fruit of which she had eaten, and he also did eat thereof. And when he had eaten he also became naked, and he and Eve made girdles for their loins of the leaves of the fig-trees; and they were arrayed in these girdles of ignominy for three [Fol. 7a, col. 2] hours. At mid-day they received [their] sentence of doom. And God made for them tunics of skin which was stripped from the trees, that is to say, of the bark of the trees, because the trees that were in Paradise had soft barks, and they were softer than the byssus and silk wherefrom the garments worn by kings are made. And God dressed them in this soft skin, which was thus spread over a body of infirmities.

So Adam and Eve went down from that holy mountain [of Eden] to the slopes which were below it, and there Adam knew Eve his wife. [A marginal note in the manuscript says that Adam knew Eve thirty years after they went forth from Paradise.] And Eve conceived and brought forth Cain and Lebhûdhâ, his sister, with him; and Eve conceived again and she brought forth Hâbhîl (Abel) and Kelîmath, his sister, with him.

وقتی ساتان دید كه آدم و حوا در بهشت با خوشحالی زندگی میكنند و كودتای او شكست خورده است وجودش سراكنده از خشم شد، مار خود را به شكل حوا درآورد و به نزد او رفت و او را با نامش خواند، وقتی كه حوا برگشت با تعجب خویش را دید، (( مار به حوا گفت اگر از میوه ممنوعه بخورید دارای شعوری میشوید كه خداوند نمیخواهد داشته باشید)) حوا با شنیدن سخن مار دوان دوان به سمت درخت ممنوعه رفت و میوه اش را خورد، در این هنگام حوا پی برد كه عریان است پس از شرم به میان درختان دوید و خود را با برگهای پهن پوشاند، سپس با فریاد آدم را خواند و وقتی آدم او را یافت او نیز از میوه ممنوعه خورد و متوجه عریانی خویش شد و خود را با برگ پوشاند، آندو سه ساعت را در شگفتی سپری كردند تا اینكه در هنگام ظهر خداوند فرمان اخراج آنها از كوه عدن را صادر كرد و آنها به دامنه كوه رانده شدند و خداوند به آنها پوستینهائی داد تا خود را بپوشانند، در دامنه كوه كین(قابیل) و خواهر دوقلویش “لب هود ها” و سپس ابل (هابیل) و خواهر دو قلویش “كلیماث” به دنیا آمدند.

(پس كاری كه ساتان برای انسان انجام داد فقط از روی دشمنی با خدا و خشم بود، حالا چه خوب یا چه بد).

بقیه داستان تا پس از طوفان نوح مطابقت با متن كتاب عهد عتیق دارد و از ذكر آن صرف نظر كردم.

The Migration to the land of Sêntar.]

مهاجرت به سرزمین سنتار (پس از طوفان)

And in the days of Peleg all the tribes and families of the children of Noah gathered together, and went up from the East. And they found a [Fol. 22a, col. 1] plain in the land of Sên`ar (Shinar ?), and they all sat down there; and from Adam until this time they were all of one speech and one language. They all spake this language, that is to say, SÛRYÂYÂ (Syrian), which is ÂRÂMÂYÂ (Aramean), and this language is the king of all languages..

در عهد فرمانروائی پلگ خانواده و قبیله نوح همگی باهم از مشرق به سمت غرب حركت میكردند (زندگی كوچ نشینی داشتند) تا اینكه دشتی را در سرزمین سنتار یافتند و همگی در آنجا ساكن گشتند، و از زمان آدم تا آنموقع تمامی انسانها به یك زبان سخن میگفتند كه نام آن زبان سریانی (آرامی) است كه مادر تمام زبانهاست.

[Fol. 22a, col. 2.] And in the days of Peleg the Tower which is in Babel was built, and there the tongues of men were confounded. [A marginal note says, "the division of tongues p. 133 took place at midnight."] And from that place they were scattered over the face of all the earth;

و در روزگار فرمانروائی پلگ برج بابل ساخته شد كه منجر به ((خشم خداوند و)) تقسیم و جداسازی انسانها و اختلاف زبانها و ادیان گشت و تمامی این اتفاقات در میانه شب روی داد.

[NOTE.-- "Babel" is a transcription of the syrian words "Bâb-ilu," which mean "Gate of God," and which are the Semitic translation of the Sumerian words KA-DINGIRRA-KI.]

http://www.artknowledgenews.com/files2008a/Aramaic_Apocryphon_of_Daniel.jpg

نكته: كلمه بابل تركیب دو لغت سریانی باب – ایلو به معنای دروازه ایلو (نام خدا، همان اله یا الله) است كه ترجمه سومریش میشود كا- دینگیرا- كی.

And after the division of tongues Peleg died in great sorrow, and with tears in his eyes and grief in his heart, because in his days the earth was divided. And his son Reu, and Serug, and Nâhôr buried him in Peleghîn, the city which he had built after his own name. And there were seventy-two tongues in the earth, and seventy-two heads of tribes (or families), and each tribe and tongue made unto themselves a chief like a king.

و پس از متفرق شدن انسانها و زبانها پلگ با ناراحتی و چشمانی اشكبار و قلبی اندوهگین جان سپرد، چرا كه در دوران او زمینیان تقسیم گشتند، پسرانش راو، سراگ و ناهور او را در شهر پلگین ،كه خودش ساخته بود، دفن كردند.

در اینهنگام انسانها به 72 قبیله تقسیم گشته بودند كه هریك زبان و سلطنت جداگانه داشتند.

[The Posterity of Japhet.]

And the seed of Japhet became thirty-seven nations and kingdoms: Gomer (Goths), Magog (Galatians), Madai (Medes), Javan (Greeks), Tûbîl (Bithynians), Meshech (Mysians), Tîras (Thracians), and the Anshklâyê.

37 قوم از فرزندان جفث پسر نوح بودند:گومر یا همان گوگ(یاجوج، goth ، اجداد روسها، اسلاوها، ژرمنها، آریانیان و…) ماگوگ(تركها، گالاتیان) ، مدس، یونانیان، بیسیان، میسیان، تراكیان و اشكنازیان (تركان خزری،یهودیان قفقازی).

From Gomer sprang the Ashkenaz (Turkish jews), Danphar (Cappadocians), Togarmah and the Isaurians.

از گومر اشكنازیان و كاپادوكیان و توگراماه و ایسوریان بوجود آمدند.

From Javan sprang Halles (Hellas), Tarshish, Cilicia, Cyprus, Kittim, Doranim (see Gen. x. 4), and the Macedonians. Book of the Bee (chapter xxii).]

از جاوان (جد یونانیان) هلاسیان، مردم تارشیش، سیلیسیان، قبرسیان، كیتیمیان، مردم دورانیم و مقدونیان منشعب گشتند.

And the sons of Hâm–Kûsh (Nubia), and Mesrîm (Egypt), and Pôt, and Canaan, and all their children.

از فرزندان هام: نوبیان، مصریان، پاتیان و كنعانیان و فرزندانشان بوجود آمدند.

And the sons of Shem–`Îlâm (Elamites), and Âshôr (Assyrians), and Arpakhshar (Persians ), and Lôdh (Lud), and Ârâm (Arameans, Damascenes, and Harranites), and all their children.

و اقوامی كه فرزند شام پسر نوح بودند: ایلامیان، آشوریان، آرپاخشار (ایرانیان) لوتیان و آرامیان و دمشقیان و هرانیان(جد اعراب) و فرزندانشان.

Now the children of Japhet clung to the borders of the east, from the Mountain of Nôdh, which is on the confines of the east, to the Tigris and the confines of the north, and from Baktôrônôs (Bactria ?) as far as Gadhrîôn (Gadarea ?).

فرزندان جفث در شمال و شرق ، از نود تا تیگریس و از باكتریا (بلخ) تا كناره های شمالی ساكن گشتند (همه میدانیم ماوی و مبدا اقوام بلوند منطقه شمال دریای خزر بوده است)

And the children of Shem held from Persia [in] the east as far as the sea of Tadhrasnkôs in the west; unto them belongeth the middle of the earth, and they held sovereignty and dominion therein. The children of Shem occupy all the southern and a little of the western quarter

و فرزندان شام (ایرانیان و سایر مردم خاورمیانه تا هند) در سرزمین پرشیا، كه از شرق تا دریای تادرانكوس(مدیترانه) در غرب بود ساكن گشتند و در آنجا شاهنشاهی و سلطنت بپا كردند. فرزندان شام تمام منطقه جنوب و كمی از غرب را تصرف كردند.

wheat

The angel said that after Adam and Eve were driven forth from Paradise they were banished to Havilah (Gen. ii. 11), “Where they suffered greatly because they could not eat the poor food which the country produced. The pangs of hunger vexed them sorely, and at length they cried out to God and told Him that they were starving. Our Lord, the Word, had pity upon them, and said to His Father, “Behold, the man whom we have created in Our image and likeness is an hungered; now, if it be Thy will, do not let him die before Thy face.” In reply God said to Him, “If Thou art moved with compassion for the man whom We have created, and who hath rejected My commandment, go Thou and give him h He sealed the worlds of light, and then gave it to our Lord and told Him to give it to Michael, the archangel, who was to give it to Adam and teach him how to sow and reap it. Michael found Adam by the Jordan, who as he had eaten nothing for eight days was crying to God for food, and as soon as Adam received the grain of wheat, he ceased to cry out, and became strong, and his descendants have lived on wheat ever since. Water, wheat and the throne of God “are the equals of the Son of God.” See Brit. Mus. MS. Oriental No. 7026, Fol. 5aff (ed. Budge, Coptic Apocrypha, p. 244).

آشنائی انسان با گندم موضوع یكی از فصلهای كتاب بود :

فرشته گفت: زمانی كه آدم و حوا از بهشت عدن بیرون شدند گرسنگی به آنها غلبه كرد چرا كه غذائی كه در زمین یافت میشد بسیار اندك و ضعیف بود، ارباب دید كه آدم از گرسنگی گریه میكند، پس به خداوند گفت” انسان كه ما او را آفریدیم اكنون گرسنه است، اجازه نده در پیش چشمانت بمیرد” پس خداوند گفت با اینكه او سخن نورانی و فرمان ما را رد كرد اگر میخواهی به او مهربانی و رحمت نشان ده. پس فرمانش را به ارباب و او به میكائیل داد، و میكائیل گندم را به انسان معرفی كرد و به او یاد داد كه چگونه آن را آرد كند و بپزد. میكائیل آدم را در جردن(اردن) یافت در حالی كه 8 شبانه روز چیزی نخورده بود و مشغول گریه بود، ولی با دریافت گندم قوی شد و از آن پس فرزندان آدم بر پایه گندم زندگی میكنند



منبع:
http://mr201.mihanblog.com


لایک کردن این پست:

فضایی ها در راه زمین!!

شنبه 7 خرداد 1390 10:51 ق.ظ

مشاهده بشقاب پرنده ها(یوفو) به ویژه در اواسط قرن بیستم در نقاط مختلف جهان بارها و بارها گزارش شد به حدی که دیگر نادیده گرفتن اشیای عجیب و غریبی که هر ازچند گاهی در آسمان رویت می شدند، بدون این که هیچ توضیحی بتوان درباره ماهیت شان ارائه کرد، ممکن نبود. در این راستا سرویس های ویژه در کشورهای مختلف دنیا شروع به احداث واحدهای محرمانه و خاص برای دفاع هوایی کردند ولابراتوارهای مخفی برای تحقیق درباره این وقایع شکل گرفت. اخبار محرمانه ای که هرازگاهی از این لابراتوارها و مراکز تحقیقاتی سری به بیرون درز می کند، بیانگرآن است که دانشمندان پس از این همه سال تحقیق و بررسی موفق شده اند قطعاتی از سفینه های بیگانگان فضایی و یا حتی خود فضایی ها را مورد مطالعه قرار دهند. به هرحال با گذشت زمان، علم به طور قطع این مشکل را نیز از سر راه برمی دارد چنان که برخی شواهد حاکی از آن است که در این عرصه کشفیات خارق العاده ای انجام شده است و شاهد این مدعا اخبار جنجالی و مهیجی است که به تازگی از گروه تحقیقاتی «SETI» به بیرون درز کرده است. این گروه با عنوان «مرکز ویژه تحقیقات و جمع آوری اطلاعات درباره فضایی ها» یک سازمان مستقل غیرتجاری است. در این اخبار چنین آمده است: «۳ سفینه غول پیکر به سمت زمین در حرکت اند، بزرگ ترین آن ها ۲۴۰ کیلومتر پهنا دارد و ۲ سفینه دیگر کوچک ترند. در حال حاضر این اشیاء فضایی خارج از مدار پلوتن هستند.»

این سفینه ها توسط سیستم تحقیقاتی «هارپ» ردیابی شده اند. بخشی از ماموریت این سیستم که در آلاسکا واقع شده، تحقیق درباره رویدادهای فضایی و ردیابی سیگنال های مشکوک از اعماق فضاست. به گفته محققان مجموعه SETI، این اشیاء ویژگی هایی دارند که تنها می توان گفت سفینه های فضایی هستند و زمانی که به مدار مریخ برسند، به خوبی توسط تلسکوپ های اپتیکال قابل رویت خواهند بود. ظاهرا دولت آمریکا نیز در جریان این واقعه قرار گرفته است.

نکته دیگر این است که به گفته محققان، طبق محاسبات این سفینه ها دسامبر ۲۰۱۲ به زمین می رسند!

تاریخی که برای رویارویی احتمالی با تمدن فضایی تخمین زده شده، به نوعی با تقویم معروف و قدیمی Mayan ارتباط پیدا می کند چرا که این تقویم نیز ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ خاتمه یافته است. آیا این تنها یک تصادف است؟ شاید، گرچه محققان مجموعه تلسکوپ های SETI نیز که ۵۰ سال است به طور دائم در حال رصد فضا برای ردیابی بیگانگان هستند، امیدوارند چنین باشد، با وجود تمامی یافته های به دست آمده، بسیاری محققان معتقدند ما در عرصه کشف ناشناخته های این جهان عظیم و کهکشان ها و سیارات تنها گروهی تازه وارد محسوب می شویم چرا که تمدن های دیگری علاوه بر تمدن ما میلیاردها سال است که در حال رصد عالم هستی اند.

در این رابطه شایعات و اخباری نیز منتشر شده است مبنی بر آن که آمریکایی ها بسیاری از اطلاعات را درباره یافته های به دست آمده روی سطح کره ماه در قالب اسناد محرمانه خود طبقه بندی کرده اند. یک مقام عالی رتبه چینی و عضو برنامه فضایی این کشور چندی پیش تصاویری را ارائه کرد که ردپاهایی را روی سطح کره ماه نشان می داد. این مقام عالی رتبه اعلام کرد که این اطلاعات را از یک منبع معتبر به دست آورده است. وی آمریکایی ها را به پنهان سازی اطلاعات و یافته ها در این زمینه متهم کرد. روی این عکس ها تاریخ ۳ آگوست ۱۹۶۹ درج شده بود یعنی ۲ هفته پس از این که آرمسترانگ و آلدرین در تاریخ ۲۰ جولای ۱۹۶۹ قدم روی سطح کره ماه گذاشتند.

این شواهد نشان می دهد، که مواد و شواهد به دست آمده از این ماموریت توسط ناسا مورد مطالعه قرار گرفته و سپس در قالب اسناد محرمانه طبقه بندی شده است. نیویورک تایمز نیز سال گذشته یک گزارش افشاگرانه دیگر در این باره منتشر کرد. در این گزارش «مائو کان» یک مقام عالی رتبه چینی اعلام کرده بود که بیش از هزار عکس از آرشیو مخفی ناسا به دستش رسیده که نه تنها ردپاهایی را روی سطح ماه نشان می دهد بلکه حتی استخوان های انسانی را به تصویر کشیده که برخی از اجزای آن نیز ناقص است.

در گزارش های ناسا در این مورد چنین آمده بود که به احتمال قوی این اسکلت های ناقص از یک سفینه فضایی روی سطح کره ماه انداخته شده است و شاید فضایی ها برخی نمونه های بافت ها را برای تحقیقات نزد خود نگه داشته اند.

این عکس ها توسط یک کاوشگر ماه گرفته شده بود و نبود هوا ضبط جزئیات دقیق از مدار ماه را امکان پذیر می کرد به گونه ای که تصاویر استخوان ها کاملا واضح و قابل شناسایی بود.

دکتر «کن جانستون»، رئیس سابق بخش کنترل دیتا و عکس های آزمایشگاه کره ماه ناسا، در این رابطه چنین اظهارنظر کرده است که فضانوردان آمریکایی بقایا و ویرانه های قدیمی را روی سطح کره ماه کشف و عکس برداری کرده اند که سرمنشاء آن ها طبیعی نبود و به نوعی ساخته دست یک تمدن بود. وی از توضیح بیشتر در این باره خودداری کرد.

با این تفاسیر به نظر می رسد فضانوردان آمریکایی مکانیسم های ناشناخته عظیمی را روی سطح کره ماه دیده اند. تمامی این اطلاعات توسط دولت آمریکا در قالب اسناد محرمانه طبقه بندی شده است. حال این پرسش مطرح می شود که آیا تمامی این وقایع یک حقیقت انکارناپذیر است یا تنها حدس و گمان های تقریبی است. برای یافتن پاسخ این پرسش باید تا دسامبر ۲۰۱۲ منتظر بمانیم.منبع: وب سایت پراودا

ufolove.wordpress.com



منبع:
http://mr201.mihanblog.com


لایک کردن این پست:

جهان موازی

پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390 06:40 ق.ظ

آیا نسخه دومی از شما ، یک رونوشت از خود شما وجوددارد که همین الان مشغول خواندن این مقاله باشد؟

آیا شخصی دیگر با اینکه شما نیست، روی سیاره ای به نام زمین با کوه های مه گرفته ، مزارع حاصل خیز و شهرهای بی در و پیکر در منظومه خورشیدی که هشت سیاره دیگر نیز دارد، زندگی می کند؟

آیا زندگی این شخص از هر لحاظ درست عین زندگی شما بوده است؟

اگر جوابتان مثبت است ، شاید در این لحظه او تصمیم بگیرد این مقاله را تا همین جا رها کند در حالی که شما به خواندن مقاله تا انتها ادامه خواهید داد. …

نظریه جهان های موازی

اندیشه وجود یک خود دیگر نظیر آنچه که در بالا شرح آن رفت عجیب و غیر معقول به نظر می رسد، اما آنگونه که از قرائن بر می آید انگار مجبوریم آن را بپذیریم. زیرا مشاهدات نجومی از این اندیشه غیر مادی پشتیبانی می کنند. بنابر این پیش بینی ساده ترین و پر طرافدار ترین الگوی کیهان شناسی که امروزه وجود دارد، این است که هر یک از ما یک جفت (همزاد) داریم که در کهکشانی که حدود ۲۸۰ ^ ۱۰ متر دورتر از زمین قراردارد، زندگی می کنند .

این مسافت آنچنان زیاد است که بطور کامل خارج از هر گونه امکان بررسی های نجومی است اما این امر واقعیت وجود نسخه دوم ما را کمرنگ نمی کند. این مسافت بر اساس نظریه احتمالات مقدماتی برآورده شده و حتی فرضیات خیالپردازانه فیزیک نوین را نیز در بر نگرفته است .

فضای بیکران

اینکه فضا بیکران است و تقریبا بطور یکنواخت از ماده انباشته شده است، چیزی که مشاهدات هم آن را تأیید می کنند. در فضای بی کران حتی غیر محتمل ترین رویدادها نیز بالاخره در جایی ، اتفاق خواهند افتاد.

در این فضا ، بینهایت سیاره مسکونی دیگر وجود دارد، که نه تنها یکی بلکه تعداد بیشماری از آنها مردمانی دارند که شکل ظاهری ، نام و خاطرات آنها دقیقا همان هاست که ما داریم. به ساکنانی که تمامی حالت های ممکن ار گزینه های موجود در زندگی ما را تجربه می کنند. من و شما احتمالا هرگز “خود” های دیگران را نخواهیم دید .

وسعت عالم

دورترین فاصله ای که ما قادر به دیدن آن هستیم، مسافتی است که نور در مدت ۱۴ میلیارد سال که از انفجار بزرگ و آغاز انبساط عالم سپری شده است، طی می کند. دورترین اجرام مرئی هم اکنون حدود ۲۶^۱۰×۴ متر دور تر از زمین قرار دارند. این فاصله که عالم قابل مشاهده توسط ما را تعریف می کند.

به طور مشابه ، عالم های خود های دیگر ما کراتی هستند به همین اندازه ، که مرکزشان روی سیاره محل سکونت آنهاست. چنین ترکیبی ساده ترین و سر راست ترین نمونه از جهان های موازی است. هر جهان تنها بخشی کوچک از “جهان چند گانه” بزرگتر است.

جدال فیزیک و متا فیزیک

با این تعریف از جهان ممکن است شما تصور کنید که مفهوم جهان چند گانه تا ابد در محدوده قلمرو متا فیزیک باقی خواهد ماند. اما باید توجه داشت که مرز میان فیزیک و متا فیزیک را این مسأله که یک نظریه از لحاظ تجربه قابل آزمون است، یا خیر تعیین می کند نه این موضوع که فلان نظریه شامل اندیشه های غریب و ماهیت های غیر قابل مشاهده است .

مرز های فیزیک به تدریج با گذر زمان فراتر رفته و اکنون مفاهیمی است بسیار انتزاعی تر نظیر زمین کروی ، میدان الکترو مغناطیسی نامرئی ، کند شدن گذر زمان در شرعتهای بالا ، برهم نهی کوانتومی ، فضای خمیده و سیاهچاله ها را در بر گرفته است. طی چند سال گذشته مفهوم جهان چند گانه نیز به این فهرست اضافه شده است .

پایه این اندیشه بر نظریاتی است که امتحان خو را به خوبی پس داده اند. نظریاتی همچون نسبیت و نظریه مکانیک کوانتومی ، افزون بر آن به دو قاعده اساسی علوم تجربی نیز وفادار است. که پیش بینی می کنند و می توانند آن را دستکاری نمایند .

انواع جهان های موازی

دانشمندان تاکنون چهار نوع جهان موازی متفاوت را تشریح کرده اند. هم اکنون پرسش کلیدی وجود یا عدم جهان چند گانه نیست ، بلکه سوال بر سر تعداد سطوحی است که چنین جهان می توان داشته باشد .

یکی از نتایج متعدد مشاهدات کیهان شناسی اخیر این بوده است که جهان های موازی دیگر مفهومی خیالپردازانه و انتزاعی صرف نیست. به نظر می رسد که اندازه فضا بینهایت است. اگر این گونه باشد، بالاخره در جایی از این فضا هر چیزی که امکان پذیر باشد واقعیت خواهد یافت. اصلاً مهم نیست که امکان پذیری آن تا چه حد نامتحمل است

فراسوی محدوده دید تلسکوپ های ما ، نواحی دیگری از فضا کاملا شبیه آنچه که پیرامون ماست وجود دارند آن نواحی یکی از انواع جهان های موازی هستند. دانشمندان حتی می توانند محاسبه کنند که این جهان ها بطور متوسط چقدر با ما فاصله دارند و مهم تر از همه اینکه تمامی اینها فیزیک حقیقی و واقعی است .

زمانی که کیهان شناسان با نظریاتی روبرو می شوند که از استحکام لازم برخوردار نیستند، نتیجه می گیرند که جهان های دیگر می توانند ویژگیها و قوانین فیزیکی کاملا متفاوتی داشته باشند. وجود این جهان ها بسیاری از جنبه های پرسش بنیادی در خصوص ماهیت زمان و قابل درک بودن جهان فیزیکی را پاسخ داد.

 

نگاهی به دیدگاه دانشمندان درباره جهان

جهان های موازی

هزاران سال است که اخبار و اطلاعاتی درباره جهان های دیگری جز آنچه در اطرافمان می بینیم، در اختیار بشر قرار گرفته است. این اطلاعات که گاه در حد یک خبر کوتاه و گاه به پیشرفتگی توصیفی دقیق از آنها و ساکنانشان یا چگونگی دسترسی به آنها و کاربردها و امکانات این دسترسی بوده اند، تا مدتی پیش تماماً در حیطه دانش باطنی قرار می گرفتند و علوم تجربی ظاهری را یارای اظهار نظر کردن در این باره نبود. اما با نگاهی به اطراف می توان دید که پیشرفت های علوم ظاهری اکنون چنان شتاب برق آسایی گرفته اند که گویی سفینه دانش بشری در آستانه پرواز قرار دارد. تا دیروز مفاهیمی چون کرویت زمین، میدان های مغناطیسی (کهربا)، کند شدن زمان در سرعت های بالا، سیاهچاله ها و… استناد علمی نداشتند، اما امروزه این مفاهیم کاملاً علمی و اثبات شده به شمار می روند. به نظر می رسد در آینده ای نه چندان دور، مفهوم جهان های موازی و چگونگی برقرار کردن ارتباط با آنها نیز موضوعی کاملاً علمی باشد. در این مقاله سعی داریم دستاوردهای جدید علوم ظاهری درباره جهان های دیگر و به ویژه جهان های موازی جهان خودمان را مروری کنیم.


انسان های حقیقت جو در طول تاریخ، مجنون وار به دنبال کشف جلوه های حقیقت بوده اند و در این میان دغدغه اصلی محققان و دانشمندان علم فیزیک، یکپارچه سازی و وحدت بخشیدن به ایده ها و مفاهیم به ظاهر مختلفی از دانش بشری بود که از کوچک ترین اجزای زیراتمی تا بزرگ ترین کهکشان های عالم را دربرمی گرفتند. دانشمندان به دنبال این منظور در تلاش برای پر کردن شکاف های دیوار دانش بوده اند و اکنون نیز به آن ادامه می دهند. اکنون به نظر می رسد پر کردن این شکاف ها بدون قبول وجود جهان های دیگر به صورت علمی ناممکن باشد. برای بررسی این موضوع بد نیست از گذشته ای نه چندان دور آغاز کنیم.


تاریخچه

تنها چند قرن پیش یعنی در عصر دانشمندانی چون کپلر، گالیله، کپرنیک و نیوتن انسان تصور می کرد که جهان مانند چرخ دنده ای بزرگ است که سیارات را به چرخیدن به دور خورشید مجبور می کند. در آن دوران گرچه گذر زمان به وسیله ساعت قابل اندازه گیری بود اما خود زمان مفهومی ابدی و ازلی داشت که تجزیه و تحلیل آن چیزی غیرممکن تلقی می شد. مکان یا فضا نیز در همه جهت ها بی انتها بود و اندیشیدن درباره آن به دیوانگان و شعرا اختصاص داشت. چنین دیدگاهی همچنان ادامه داشت تا این که در قرن بیستم میلادی، نظریه های نسبیت اینشتین انقلاب جدیدی در تفکر علمی به پا کرد و برخی شکاف های علم را پوشاند. دیگر زمان و مکان به رازآلودگی قبل نبودند بلکه آنها به یکدیگر متصل شدند و مفهوم جدیدی به نام «فضا – زمان» را تشکیل دادند. ماده نیز چیزی بود که در داخل همین فضا – زمان به وجود آمده بود. سرعت نور هرچند بسیار زیاد بود اما به صورت مقداری مشخص و کمتر از بی نهایت تعیین شد. بدین ترتیب فرض جاودانی بودن جهان تغییر کرد تا امکان طرح این سوال به وجود آید که به راستی در آغازین لحظات آفرینش جهان که به نام «انفجار بزرگ» یا «مهبانگ» معروف است چه اتفاقی رخ داد؟ یعنی همان زمانی که اندازه کل جهان از نقطه پایین این علامت تعجب هم کوچک تر بود، در پاسخ به این پرسش تئوری ها و مدل هایی برای جهان ارائه شدند که به تئوری های کیهان شناختی معروفند. از سویی دیگر با کشف نظریه فیزیک کوانتومی (علمی که به رفتارهای اتمی و زیراتمی می پردازد) شکاف های بیشتری در علم پوشیده شد. بر اساس این نظریه رفتار ماده با توجه به نحوه مشاهده اش تغییر می کند. به عبارتی دیگر عمل مشاهده کردن یک مشاهده گر نقش موثری در رفتارهای جهان اتمی بازی می کند. بدین ترتیب یکی از مسائل مهم فیزیکدانان امروز به هم رساندن فاصله بین فیزیک کوانتوم و نسبیت است و از نظریه هایی که برای کمک به این مقصود می توان امید زیادی بر آنها داشت، نظریه هایی هستند که وجود یک چندجهانی متشکل از جهان ما و جهان های دیگر را مفروض می دارند.


ساده ترین نوع جهان های دیگر

وجود جهان های دیگر، جهان های موازی و به طور کلی وجود یک چندجهانی (که جهان ما نیز عضوی از اعضای آن است) توسط تعدادی از تئوری های فیزیکی درباره توصیف جهان، به طور غیرمستقیم و ضمنی تایید می شود. به عنوان مثال یکی از ساده ترین این تئوری ها از نتایج اندازه گیری های پرتوی زمینه کیهان(یعنی همان پژواکی که از مهبانگ باقی مانده است) استنتاج شده است. از آنجایی که پس از تئوری نسبیت اینشتین، مدل هایی برای تشریح فرم فضا – زمان ما و نیز نحوه توزیع جرم در آن مطرح شد، این اندازه گیری ها می توانستند درستی آنها را تایید یا رد کنند. مثلاً در کنار مدل فضا – مکان بیکران، مدل های فضا – مکان انحنادار مثل کروی یا هزلولوی و در کنار مدل توزیع یکنواخت ماده در جهان، مدل های توزیع فرکتالی یا تجمع ماده در اطراف ما و تهی بودن بقیه جهان می توانستند امکان پذیر باشند. اما نتایج اندازه گیری های پرتوی زمینه کیهانی بیشترین انطباق را با فرض جهان نامحدود و توزیع یکنواخت ماده در مقیاس بزرگ داشت. یعنی جهان ما (با بیشترین احتمال ریاضیاتی) فضایی بیکران است که سرتاسر آن را ستار گان و کهکشان ها پر کرده است. چنین جهانی بسیار بزرگتر از آن چیزی است که ما می توانیم به وسیله تلسکوپ ها ببینیم چرا که ما تنها قسمتی از جهان را می بینیم که نور آن از زمان وقوع مهبانگ یعنی حدود چهارده میلیارد سال قبل تاکنون فرصت رسیدن به زمین را داشته است یعنی کره ای به شعاع ۱۰۲۶+۴ متر، هنگامی که این مدل فضای بیکران با توزیع یکنواخت ماده در آن با نظریه کوانتوم (که بر اساس آن جهان گسسته است و می توان آن را به وسیله مقداری متناهی از اطلاعات مشخص کرد) ترکیب می شود، می توان چنین نتیجه گرفت که وجود دنیایی کاملاً شبیه به دنیای ما در نقطه ای دیگر از جهان بیکران امکان پذیر است. به عنوان مثال اگر می توانستیم تا فاصله ۱۰ به توان ۱۰۹۱ متری ( یعنی یک عدد یک و به تعداد ۱۰۹۱ نقطه (یا صفر) در سمت راست آن) اطرافمان را جست وجو کنیم، انتظار داشتیم دنیایی دقیقاً مشابه آنچه تا فاصله ۱۰۰ سال نوری از زمین وجود دارد، پیدا کنیم. در هنگام کشف آن دنیا وقتی پیچ تلسکوپ را کمی بیشتر تنظیم می کردیم کسی را با قیافه ای کاملاً آشنا می دیدیم که او هم با تلسکوپ خود در پی یافتن دنیای ماست، چنین فرضیه ای مشابه آن است که بگوییم اگر خروجی های کامپیوتری را (که برای تولید پیوسته حروف الفبا به صورت تصادفی برنامه ریزی کرده ایم) جست وجو کنیم، احتمالاً پس از چند قرن یا چند هزاره می توانیم انتظار داشته باشیم که نسخه ای از دیوان حافظ را نیز تولید کرده باشیم. البته این نوع استنتاج ساده انگارانه که بیشتر به یک شوخی شبیه است را می توان تنها به عنوان مقدمه ای برای ورود به مباحث جدی تر فیزیکی در نظر گرفت.


جهان هایی در دیگر ابعاد مکان – زمان

دسته دیگری از مباحثی که درباره جهان های موازی مطرح است به مدل هایی مربوط می شود که برای توصیف و تشریح مبداء آفرینش ابداع شده اند. مدل هایی که توان پاسخگویی به سوالاتی را که به وسیله تئوری های قبلی بی پاسخ مانده بود، داشته اند. سوالاتی مثل همین سوال که علت این که جهان ما تا به این اندازه بزرگ، یکنواخت و مسطح است، چیست. بر اساس برخی از این مدل های جدید کیهان شناختی مهبانگ نه به عنوان یگانه لحظه آغازین خلقت بلکه به صورت واقعه ای عادی و روزمره (البته نه روز زمینی) در جهان است. یکی از چنین مدل هایی از نظریه «ریسمان ها» نشأت گرفته است. نظریه ریسمان ها نظریه ای درباره توصیف ذرات بنیادین جهان (که اجزای زیراتمی را تشکیل می دهند) است. این نظریه هنگامی مطرح شد که دانشمندان در تلاش برای یکپارچه سازی نیروی جاذبه با دیگر نیروهای طبیعی بودند. گذشته از آنچه این نظریه مستقیماً به آن می پردازد، دانشمندان به این نتیجه رسیدند که به غیر از ابعاد جهان ما (سه بعد مکان و یک بعد زمان)، باید ابعاد دیگری نیز وجود داشته باشند که از دید ما پنهانند و ممکن است در فاصله ای بسیار کوچک تر از اندازه هسته اتم درهم پیچیده شده باشند. در ادامه نظریه ریسمان ها، دانشمندان در دهه ۱۹۹۰ میلادی تئوری جدیدی را به نام «تئوری M» ارائه کردند که بر اساس آن به جای این که ابعاد دیگر به صورت درهم پیچیده و مخفی شده توصیف شوند، فضا را در جهان ما به صورت پوسته ای سه بعدی در ساختاری بزرگتر و با ابعاد بیشتر معرفی کردند که فضای ما را دربرمی گیرد. از آنجایی که تصور چنان ساختاری برای ما امکان پذیر نیست، می توانیم فضای سه بعدی خود را به صورت صفحه ای دوبعدی در نظر بگیریم و آن ساختار را به صورت فضایی سه بعدی. نکته جالب توجه اینجاست که هیچ دلیلی وجود ندارد که صفحه ما در این فضا تنها صفحه موجود باشد و ممکن است صفحات بی شماری به موازات آن وجود داشته باشند (مثل یک دسته کاغذ) بدون اینکه صفحه ما را قطع کنند. حال این سوال مطرح می شود که چرا ما نمی توانیم از صفحات یا پوسته های دیگر اطلاعی داشته باشیم؟ دلیل آن این است که تقریباً همه نیروهای فیزیکی تنها در پوسته خود عمل می کنند و نمی توانند از مرزهای آن خارج شوند و به بیرون نشت کنند. مثلاً نور که تحت کنترل نیروی الکترومغناطیسی است نمی تواند از جهانی دیگر به جهان ما بیاید و بنابراین ما چیزی از جهانی دیگر را نمی بینیم. البته به نظر می رسد در میان همه نیروهای فیزیکی جهان، نیروی جاذبه یک استثنا باشد و به عنوان یک کلید بتوان از طریق آن اثری از جهان های دیگر را ردیابی کرد.


یکی از مدل های جدید و جالبی که بر مبنای این دیدگاه به وجود آمده است مدل «اکپیروتیک » (این نام از کلمه ای یونانی به معنای آتش کیهان گرفته شده است) نام دارد. بر اساس این مدل کیهان شناختی مهبانگ می تواند حاصل تصادمی بین پوسته ما و پوسته دیگری باشد که همین تصادم علت به وجود آمدن ماده موجود در جهان است. به عبارت دیگر، مهبانگ نقطه آغاز زمان نبوده بلکه تنها انتقالی از یک مبداء کیهانی به مبدأیی دیگر است. گامی فراتر و جالب تر در ادامه این مدل، این است که چنین تصادمی ممکن است در فواصل زمانی منظم و به صورت متناوب تکرار شود. گویی این دو پوسته مانند دو صفحه لاستیکی هستند که با فنری به هم متصل شده اند و در زمان هایی معین به یکدیگر برخورد می کنند.


هر جهان، یک حباب در میدان عظیم انرژی

یک تئوری بسیار جالب دیگر برای توصیف عالم هستی، تئوری «انبساط جاودان آشوبناک» نام دارد. بر مبنای این تئوری عالم هستی یک میدان انرژی کوانتومی بسیار عظیم است که در کلیت خود با سرعتی بسیار بالا در حال انبساطی همیشگی است. در این حال برخی نواحی خاص از این میدان از انبساط بازمی ایستند و در نتیجه حباب هایی را تشکیل می دهند که هر یک از آنها جهانی است مانند جهان ما، یعنی دارای اندازه بیکران و سرشار از ماده برجای مانده از میدان عظیم انرژی. این پدیده مشابه تشکیل قطرات باران داخل ابرها یا حباب های داخل خمیر در حال ورآمدن است. جالب این که حتی اگر بتوانیم با سرعت نور حرکت کنیم نیز هرگز نخواهیم توانست به حباب های دیگر برسیم یا آنها را ببینیم. زیرا سرعت دور شدن آنها از جهان ما از سرعت نور هم بیشتر است، و جالب تر این که هر یک از این جهان ها می توانند دارای ثابت های فیزیکی منحصر به فرد و در نتیجه دارای مشخصاتی کاملاً متفاوت با جهان های دیگر باشند. به عنوان مثال ابعاد مکانی و زمانی یکی از آنها می تواند با جهان ما متفاوت باشد که در این صورت ممکن است تمامی رویدادهای آن جهان از نوع پیش بینی ناپذیر کامل باشد (مثلاً در جهانی که دو بعد مکانی و دو بعد زمانی دارد) یا اتم ها در آن جهان ناپایدار باشند (مثلاً در جهانی با یک بعد مکانی و چهار بعد زمانی)، یا نسبت قدرت نیروهای فیزیکی بنیادین در آن با نسبت های ثابت جهان ما تفاوت داشته باشد و…


جهان های کوانتومی

تئوری هایی که تاکنون به آنها پرداختیم هرچند بسیار جالب بودند و می توانند دید ما را نسبت به آنچه در اطراف مان می گذرد تغییر دهند اما هنوز مفهوم چندان قابل توجهی درباره جهان های موازی ما و رابطه آنها با «من» و سرنوشت من ارائه نمی کنند. اکنون قصد داریم از طریق فیزیک کوانتوم به جهان های موازی سفر کنیم که نه در میلیاردها سال نوری آن طرف تر، بلکه در فاصله ای بسیار اندک از دنیای ما قرار دارند. به ویژه این که در این سفر هم «اکنون» دارای معنایی عمیق تر است و هم «قصد» ما. بر مبنای مکانیک کوانتومی، حالت جهان را تابعی ریاضی به نام «تابع موج» تعیین می کند که شکل کاملاً معینی دارد و در فضایی به نام فضای «هیلبرت» به دور خود می چرخد و با گذشت زمان تکامل می یابد. اما هنگامی که این تابع معین در معرض مشاهده یا اندازه گیری قرار می گیرد، از حالت معین خارج می شود و وضعیتی تصادفی به خود می گیرد، گویی تابع موج به صورت حالتی که مشاهده شده درمی آید. به عبارتی عمل مشاهده کردن موجب تغییر در آن می شود. بر اساس یکی از تعابیر درباره این موضوع، در جایی که چندین احتمال ماندنی وجود داشته باشد، جهان به هنگام هر مشاهده به چندین نسخه (هر نسخه متناظر با یکی از احتمالات) منشعب می شود. در حالی که موجودات هر جهان بدون هیچ اطلاعی از جهان های دیگر به زندگی خود ادامه می دهند. به عنوان مثال هنگامی که تاسی انداخته می شود، جهان به شش جهان موازی منشعب می شود و هر روی تاس در یکی از جهان ها فرود می آید. در اینجا دو نگرش مطرح است؛ اول نگرش فیزیکدانی است که در حال بررسی معادلات است و دوم نگرش مشاهده گری که در جهان زندگی می کند. در نگرش اول که در واقع نگرشی از بالا به جهان است، جهان پدیده ای معمولی است که به وسیله تابع موج تعریف می شود و به آرامی تکامل می یابد و هیچ انشعابی ندارد. اما در نگرش دوم، مشاهده گر تنها بخشی از جهان را می بیند و فرآیندی موسوم به جداسازی اجازه دیدن نسخه موازی اش را به او نمی دهد. به عبارتی دیگر هر زمان که مشاهده گر مورد سوال قرار می گیرد، تصمیمی آنی می گیرد یا پاسخی می دهد، اثرات کوانتومی در مغز او موجب می شوند که این فرآیند جداسازی اتفاق افتد. از دیدگاه اول شخص در این هنگام به چندین نسخه تکثیر می شود. اما خود این نسخه ها از وجود کپی دیگرشان بی اطلاع اند و از دیدگاه آنها تنها یک اتفاق کم اهمیت تصادفی یا احتمالی معین رخ داده است.


بر اساس این نظریه می توان درستی جملات غیرواقعی را نیز بهتر تحلیل کرد. مثلاً این جمله را در نظر بگیرید؛ «اگر پدر و مادرم با هم ازدواج نمی کردند من الان اینجا نبودم.» گویی در جهانی موازی آنها با هم ازدواج نکردند و نسخه ای از من هم در آن جهان وجود ندارد، البته لازم به توضیح است که این نتیجه گیری زمانی درست است که کلمات را به صورت ساده و مرسوم به کار می بریم. اما اگر دقیق تر به این نتیجه گیری نگاه کنیم متوجه می شویم که قطعاً اشتباه است چرا که مسلماً «من» قابل نسخه برداری و تکثیرشدن نیستم (یا نیست). بلکه منظور از من در این نتیجه گیری همان شخصی است که در این جهانی که «من» انتخابش کرده ام با مشخصاتی از جمله نام من شناخته می شود. او متناظر با شخص خاصی در پارسال بوده اما متناظر با او در سال های آینده دسته ای از اشخاص هستند که به هر حال یکی از آنها را انتخاب خواهم کرد و این انتخاب من هیچ اثری بر تابع موج یا کسی که از بالا به جهان ما می نگرد، نخواهد داشت. چرا که تمام این نسخه ها از قبل در داخل تابع موج وجود دارند و خلق شده اند…


شواهد وجود جهان های دیگر

اگرچه بیشتر مطالب فوق در قالب تئوری های فیزیکی بیان شده که ممکن است مستقیماً قابل ارزیابی نباشند، اما به روش هایی می توان درستی آنها را به طور غیرمستقیم بررسی کرد. به عنوان مثال اکنون دانشمندان اولین ردیاب های امواج گرانشی (امواجی که توسط یک جسم پرجرم شتابدار به وجود می آید و باعث کش آمدن یا جمع شدگی فضا می شوند) را به کار گرفته اند. با بررسی این موج ها ممکن است بتوان وجود پوسته های دیگر غیر از جهان ما را تایید کرد. همچنین بررسی اطلاعات دقیق تر درباره پرتو زمینه کیهانی، ساخت کامپیوترهای کوانتومی، تلاش ها برای یکپارچه سازی نظریه های نسبیت عام و میدان کوانتومی و نیز بررسی مشاهداتی که در شتاب دهنده های ذرات (و ناپدید شدن برخی از آنها) به دست آمده است، از جمله مواردی هستند که اکنون توجه دانشمندان را جلب کرده اند و در آینده ای نه چندان دور می توانند اطلاعات ما درباره جهان های دیگر را مستندتر کنند.


به هر حال این که جهان های دیگر را تا چه اندازه باور داشته باشیم، در اختیار خودمان است. امروزه هم چنان انسان هایی وجود دارند که دنیای اتم ها را نیز افسانه ا ی بیش نمی دانند. اما از سوی دیگر، دانشمندان و محققان «نانوتکنولوژی» سرگرم ساختن موتورهایی هستند که در تصویر چرخ دنده های آنها می توان تعداد اتم ها را شمارش کرد یا اینکه روش های ذخیره سازی سوخت هیدروژنی یا حتی اطلاعات را در ساختارهای اتمی طرح ریزی می کنند.

منبع: روزنامه شرق، روز سه‌شنبه مورخ ۲۶/۰۴/۱۳۸۶ قسمت علم صفحه

 



منبع:
http://mr201.mihanblog.com


لایک کردن این پست:

لوح هفتم(آخرالزمان)

جمعه 19 فروردین 1390 06:43 ق.ظ

گزارش هفتگی

نویسنده : آرش بیک

قسمت : ۳۴۶ دانستنیها

نبوت هزاره (دوران آخر زمان)

مجموعا هفت لوهه از دوران باستان درباره دوران آخر زمان با جزئیات توضیح داده است، شش لوح توسط باستانشناسان و یک لوح توسط فردی عادی پیدا شده است. گفته می شود هفتمین لوح درباره حوادث آخر زمان و نام دقیق (دجال)،صحبت میکند اما توسط واتیکان استرداد شده و درجای پنهانی نگهداری می شود. بر اساس آنچه که در الواح نوشته شده, ما در دوران بسیار حساس آخر زمان بسر می بریم.

مطالب بالا بخشی از مصاحبه “جورج نوری” با ” گیلبرت اریکسون “،است که اخیرا در برنامه رادیو شبانه سی۲سی شرکت کرد و راجع به دوران آخر زمان اطلاعاتی به شنوندگان آن برنامه داد ، امیدوارم مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد. “گیلبرت” می گوید: بعنوان خلبان نیروی هوائی آمریکا، در جنگ ویتنام شرکت داشتم و باید بگویم که دوران بسیار پر حادثه و تلخی را پشت سر گذاشتم و بقولی همان دوران مخاطره و غمگین آغاز بیداری من بود، پس از پایان خدمتم در ارتش، مدتی گوشه گیر شدم اما سوالات بیشماری که در ذهنم پدید آمده بود سرانجام من را بسوی تحقیق و تفحص دردوران باستان کشا ند ، احساس می کردم گمشده خود را پیدا کرده ام. سرانجام روزی حسابهای بانکی خود را خالی کردم و هرچه داشتم را فروختم و راهی خاور میانه شدم. ابتدا در اسرائیل با یک دوست قدیمی دیدار کردم واو نیز خوشبختانه یک باستانشناس غیر رسمی از کار درآمد به پیشنهاد وی و برای بهتر مطالعه کردن الواح و کتیبه های باستانی ابتدا زبان عبری را فرا گرفتم، سپس عربی و هیرو گلیف را، ناگفته نماند که پس از فرا گیری این زبانها به این نتیجه رسیدم که اگر بخواهم جنبه علمی این کار را فرا گیرم می بایست به علم فیزیک و ریاضی هم احاطه داشته باشم لذا در یکی از دانشگاهای اسرائیل ثبت نام کردم و از آنجائی که هدفمند بودم سریع به نتیجه مطلوب رسیدم و بقولی آماده و مجهز, کار خود را شروع کردم. با دقت زیاد کتب انجیل ، عهده جدید و عهد قدیم را خواندم. تورات را بدقت مطالعه کردم و سپس قرآن را و هرچقدر پیش می رفتم رابطه های انکار ناپذیری درمیان این چند کتب دینی دررابطه با آخر زمان پیدا می کردم.

در بخش “رولیشن” کتاب انجیل در باب دوران آخرزمان، بسیار گفته شده است و باید اعتراف کنم ، هر قدر که بیشتر می خواندم و درگفته ها بیشتر دقت می کردم و دوران کنونی را مد نظر خود قرار میدادم بیشتر احساس می کردم که ما براستی در دوران پایانی بسر میبریم. همه چیز دقیق و با ریاضی دقیق گفته و نوشته شده است ومتاسفانه حوادث بزرگی در انتظار بشر خواهد بود. در حقیقت این بخش انجیل مربوط به قضاوت و روزی که خداوند بشر را به مواخذه خواهد کشید ارتباط دارد. حال چه بخواهیم یا نخواهیم درآن روزگار خاص قرار گرفته ایم و می بایست خود را برای مواخذه آماده کنیم! در جای دیگری راجع به (کرم درختی) صحبت شده است و اغلب انجیل شناسان که بخشا روحانیون مسیحی هسستند از آن تعبیر ساده ای کرده اند که در حقیقت هیچکدام آنها مفهوم واقعی را تداعی نمیکند به عقیده من این یک معادله فیزیکی است ومنظور از آن ، یک پیش بینی دقیق راجع به بوجود آمدن یک “سیاهچال فضایی” است. سیاهچالی که در اطراف یا درون منظومه شمسی است و درزمان مقرر از آن ، بخش دیگر خورشید یا همان دوقلوی خورشید بنام خورشید دیگر” براون دوورف “،بیرون خواهد آمد و سپس سیارات اطراف آن که درمیان آنان “کره نیبیرو”، یا سیاره “آنوناکی”، بیرون خواهد آمد و از حد فاصل کرات ژوپیتر و مریخ گذر خواهد کرد وهمین امر باعث دگرگونیهای عظیم جوی در سرتاسر منظومه شمسی ، از جمله کره زمین خواهد شد.

بیرون آمدن این سیستم از “سیاهچال فضایی”، هر “۳۶۰۰″ سال زمینی انجام می گیرد ومتعاقب آن این دگرگونیها نیز پدید می آیند. دراین رابطه پرفسور “ذکریا سیچن” ، دانشمند و باستانشناس روسی در۸ کتابش، توضیح بسیارعلمی، عمیق و جامعی داده است که در نوع خود بی نظیر است .

” گیلبرت اریکسون “، می گوید: خورشید دیگر به بزرگی سیاره کیوان ، است و مانند آن از گاز تشکیل شده است منتهی گازهائی که مشتعل شده اند و بدلیل سربی بودن، هسته آن جاذبه شدیدی دارد و هنگام گذر از کنار منظومه شمسی بسیار درخشان خواهد بود، بطوری که با چشم می توان آن را در آسمان تشخیص داد ، هاله ای از رنگ قرمز در اطراف آن دیده می شود گروهی آن را ستاره بالدار تشبیح کرده اند.(این سیستم را با دوربین “اینفورد”،پس از پایان سال ۲۰۱۰ در فضا میتوان تشخیص داد)،. وی در بخش دیگری از مصاحبه اش به هفت لوح دوران آخر زمان اشاره کرده ومی گوید؛اولین لوح از آغاز بیماریهای واگیر دار وغیر قابل علاج و مرگ ومیر زیاد صحبت می کند. دومین لوح راجع به فعال شدن همزمان چند آتش فشان درکره زمین خبر میدهد. سومین لوح راجع به کبود شدن آسمان میگوید، که آنرا میتوانیم به ابرهای برخاسته از آتش فشانها وتاثیر آن بر اتمسفر زمین نسبت دهیم.

چهارمین لوح از پدیدار شدن ستاره دنباله دار درآسمان و نهایتا سقوط آن به کره زمین خبرمی دهد. پنجمین لوح به نکته عجیبی اشاره کرده، آسمان به دو تکه تقسیم می شود، به عقیده گروهی از مختصصین، مفهوم آن این است که بدلیل انفجار یک کوه آتش فشانی ، شدت انفجار در حدی خواهد بود که براده های مذاب و سنگ به اتمسفر زمینی خواهد رسید و از زمین طوری دیده می شود که انگار آسمان تکه و پاره شده است. لوح ششم از زمین لرزه های دهشتناک و سونامی های عظیم خبر داده است. گروهی از دانشمندان معتقدند اخیرا وجود جسم بسیار عظیمی در اطراف منظومه شمسی شناسائی شده است بطوریکه سیاره عظیمی مانند نپتون و اورانوس ۲۵% درجه قطبین آنها بطرف نقطه ای در فضا جابجا شده است، این امر نشاندهنده جاذبه بسیار قوی آن جسم یا سیاره بزرگ می باشد . گروهی ازدانشمندان معتقدند که این سیستم سماوی درهنگام گذر از کنار منظومه شمسی شدت جاذبه آن پوسته اصلی کره زمین را که بخشی در دریا و بخشی درخشگی وجود دارد را تغییر خواهد داد و دراثر این دگرگونی ها زمین لرزه هایی که بیش از ۹ ریشتر می باشد حادث می گردد وهمچنین سونامی های عظیمی که به ارتفاع ۲ کیلومتر می رسند سرتا سر کره زمین را طی مکنند . او می گوید؛ هر یک ازاین پیشگوئی ها متاسفانه دلائل علمی و محکمی آنرا تائید می کنند و من شخصا امید وارم اشتباه کرده باشم. و اما هفتمین لوح که گفته می شود پیدا شده است در حال حاضر دراختیار واتیکان قرار دارد ، لوح هفتم راجع به ظهور (ضد مسیح) یا دجال، و نام دقیق او خبر داده است. فیلمها و روایات و داستانهای بیشماری راجع به ” لوح هفتم” درست شده و وجود دارد اما براستی هیج یک صددرصد حقیقت را بیان نمکنند.

“گیلبرت” می گوید: تمام تحقیقاتی که انجام داده ام مرا وادار کرده که نگاهی به پیش بینی تمدنهای دیگر مانند “مایا”،”اینکا”،”هوپی”،”مصر باستان”،و…. بیاندازم و آنچه که من را براستی ترسانده است، رابطه این پیشگوئی ها با یکدیگر است اقوام یا تمدنها وادیان مختلف هر یک درزمانی و نقطه ای جدا از یکدیگر در کره زمین پیش گوئی های مشاهبه راجع به دوران پایانی ابراز کرده اند. براستی چه ماجرای اسرار آمیزی در پس این پیش بینی ها نهفته است?

گاهی دوستان یا مردم از من می پرسند، آیا شخصا به این مشاهدات و پیشبینی ها اعتقاد دارم و من به آنها می گویم آری، آنچه که تا امروز بدستمان رسیده و برروی آن تحقیق و مکاشفه کرده ایم حقیقت دارد، اما قلبا از خدا می خواهم حقیقت نداشته باشد زیرا من نیز مانند دیگران صاحب دو فرزند خردسال و خانواده و فامیل هستم و هرگز تحمل مواجه شدن آنها را با این مشکلات و بقولی روز آخر زمان را ندارم، اما متاسفانه حقیقت تلخ است و آنچه که باید اتفاق بی افتد خواهد افتاد، امیدوارم خداوند کائنات نگهدار همه باشد .

 
منبع :http://ufolove.wordpress.com  
 


منبع:
http://mr201.mihanblog.com


لایک کردن این پست:

بشقاب پرنده های واقعی!!

سه شنبه 16 فروردین 1390 11:28 ق.ظ

سلام

شبکه ی من و تو 2 چند وقتی میشه که برنامه های خوبی رو پخش میکنه .یکی از برنامه هاش که اسمش بشقاب پرنده های واقعی بودن رو چند روز پیش دیدم تو این مستند نشون میداد که مهندسان نازی بشقاب پرنده ها رو درست کردن و بعد از اونها شوروی و بعد از اونها ایالات متحده.

توی این مستند گفته شد که خود سیاستمداران امریکا این شایعه رو که این وسایل پرنده از فضا میان رو پخش کردن و این شایعه برای مردم خوش ایند بود.

عکسهای زیر بشقاب پرنده های ساخت امریکا و نازی ها و شوروی رو نشون میدن.

 

 

 

 

عکس بالا مربوط به پروزه ی paperclip است در این رابطه ایشالا تو  چند روز اینده  مطلب میذارم.

 

عکس های بالا مر بوط به سفینه ی avrocar است که امریکا ساخت ولی نتونست بیشتر از یک متر و نیم از سطح زمین بلند بشه .بعدها از روی این سفینه هاورکرفت ها ساخته شدند.

 

 

 

عکس بالا مربوط به سقوط یوفوی شوروی است.فیلمی در این مورد نیز هست که بعدها میذارم.



منبع:
http://mr201.mihanblog.com


لایک کردن این پست:

کد 11:11

دوشنبه 15 فروردین 1390 05:59 ق.ظ

هوشیاری فیزیکی برنامه ی هوشیاری ای است که توسط کدهای دیجیتال ساخته میشود. اعداد ، کد های مرموز عددی ، به گونه هستی مارا معنی میکنندا. DNA انسانی ، حافظه ی ژنتیکی ما با کدهای دیجیتال در زمانها و فرکانس های معین کد گزاری شده است. این کدها باعث تغییر و تکامل هوشیاری ما میشوند.

۱۱:۱۱ یکی از کدهاست ، به معنی فعال سازی DNA.

فرکانس ۱۱:۱۱ فرکانس همزمانی در زندگی شماست. سال ۲۰۱۱ ما یک حس آگاهی بااهمیت پیرامون یک نوسان بزرگ را پیش رو خواهیم داشت. اول ژانویه ۲۰۱۱ ما متوجه خواهیم شد ۱/۱/۱۱ همان کد ۱۱۱۱ است.۱۱ نوامبر ۱۱/۱۱/۱۱ ، این وعده ای برای هوشیار کردن و آگاهی برای سال ۲۰۱۲ است. در تقویم مایایی ۱۱:۱۱ دقیقه به وقت جهانی زمان پایان دنیاست. (در سال ۲۰۱۲)

۲۰۱۲

ماه

روز

ساعت

۲۰۱۲

ماه

روز

ساعت

دقیقه

ماه

روز

ساعت

دقیقه

سمت‌ الشمس‌

Jan

5

00

نقطه اعتدالین

Mar

20

05

14

Sept

22

14

49

اوج

July

5

03

نقطه انقلاب(تحول)

June

20

23

09

Dec

21

11

11

11 یک عدد دورقمی ست وگفته میشود یک عدد جامع وعددی قدرتمند است. در مبحث معانى رمزى اعداد (Numerology) عدد ۱۱ نماد آرمانگرایی است. رویاگرایی ، پالایش آرمانها ، درک مستقیم (اشراق) ،الهام، نبوغ هنرمندانه و مبتکرانه ، پیشرو و موجد( سبک و طریقه هنرى) ، دوجنسیتی ، غشا، آوازه و شهرت ، تهذیب و پالایش درون هنگامی که با شریک خود کار میکنید.

یازده بیشترین فاصله بین دو فرکانس با نسبت۱:۲ برای عدد ۲ است. این باعث به وجود آمدن نوعی ویبراسیون یا بالانس منظم بین خاصیت های زنانه و مردانه میشود. به خاطر اینکه ۱۱ دارای بخشش هایی چون هوشیاری فیزیکی و حس باهوش بودن و همچنین نکات منفی ای چون بی وفایی و خیانت است.

بسیاری ۱۱:۱۱ را با کد بیداری( wake-up) مرتبط میدانند. هشداری که آنان در ساهت های دیجیتالی میبینند. شاید این کلیدی برای گشودن ناخوآگاه ذهن باشد، یا حافظه های رمزی شده ی ژنتیک که نشان میدهد ما روحهایی در حال آزمایش جسمی هستیم نه جسمهایی برای شروع یک آزمایش روحی.

۱۱:۱۱ یا اعداد گرفته شده از آن ،۱۱۱ و ۱۱ ،اعدادی هستند که چون الگویی برای ما در زمان تکرار میشوند. این میتونه مربوط بشه به شکوفایی یا سقوط یک تمدن. آزمایش های شخصی ما نوعی گره خوردگی در زمان را نشان میدهد. آنها نوعی سیکل یا چرخه هستند که براساس برنامه ای خاص کار میکنند.

الی (Ellie) و ۱۱:۱۱ …. در سال ۱۹۹۱ هنگامی که من میزبان یگ گفتگو به نام آزمایش های متافیزیکی ” The Metaphysical Experience ” خانمی به نام سولارا “Solara” مهمان من بود. موضوع تاپیک او “فعال سازی درگاه ۱۱:۱۱ (Activation of the 11:11 Doorway)” بود. موضوع او پیرامون نظریه ی صعود (معراج) و شروع آگاهی پیرامون کد ۱۱:۱۱ بود. در سال ۱۹۹۵ یکی از دوستان به نام جو”Joe” ایمیلی برای من فرستاد و از آزمایشی با عدد۱۱۱:۱۱۱ برایم نوشت بنابراین نکاتی که خواهید خواند نتیجه ی آزمایشهای اوست که برای من فرستاده است:

۱۱ نمایانگر یک مارپیچ حلزونی دوقلو از دی ان ای انسانی در فرکانس بالای هوشیاری است.

۱۱ نمایانگر تراز است.

۱۱+۱۱=۲۲=۴=Time (11یک ارباب است یا یک عدد ماسونی)

حقیقت چون یک طرح هندسی است که براساس اعداد پایه گزاری شده است (زبان جهانی) که سیکل های آزمایش را چون یک خط تکرار میکند. در مبحث‌ معانی‌ رمزی‌ اعداد فیثاغورثی (Pythagorean Numerolgy) ، یک سیکل بر اساس ۹ پایه گزاری شده است.

۹ = پایان

۱۱/۹ = پایان DNA زیست زا

تروریسم و ۱۱ :

۲۰۰۱ / ۱۱ / ۰۹ – ۱۱/۹ - حمله ۱۱ سپتامبر در نیویورک

۲۰۰۴ / ۱۱/ ۰۳ -۱۱/۳ - بمب گزاری مادرید

۲۰۰۶ / ۱۱ / ۰۷ -۱۱/۷ - بمب گزاری قطار بمبئی

همه ی ما یک یا چند از این کدهای عددی را در خود داریم که براساس هندسه ای روحانی برنامه ریزی شده اند. در مورد مارپیچ گونه بودن هوشیاری، میتوان اعداد فیبوناتچی را نام برد. درمورد مارپیچ طلایی که درجستجوی کمال یافت شده یادرمورد تناسب هرم بزرگ میتوان از آنها یاری گرفت.

بسیاری از رمز های پنهان که از حافظه فراخوانده میشوند دودویی هستند یا به صورت معکوس مانند ۱،۲،۳،۴ یا ۵،۴،۳ ،۲،۱،۰ تا برسیم به نقاط زیر صفر.

شما تجربه خواهید کرد یک جنبش سریع که هرگزدر واقعیت شبیه آن را تجربه نکرده اید. شما تصمیم دارید خودتون را پالایش کنید ، شفا و توازن برای خودتون. انتظار نداشته باشید دیگران نیز در این سفر با شما همراه باشند، این تنها برای شماست. شما مجبورید که در ذهن خود دوستانی را برای خود برگزینید. در اولین قدم ،در دیجیتال را بازکنید ، یادتان باشد راه بازگشتی نیست. روح شما مرحله به مرحله اوج میگیرد تا وارد شوید. هوشیاری نوعی بسط دادن است پس شما چیزهای بیشتری را درک خواهید کرد. شما از چیزهای زیادتری باخبر خواهید شد البته با تکرار آزمایش همزمانی در چندین مرتبه. این باتوجه به روحتون به وجود میاد وبه یاد شما خواهد اورد که شما یک جرقه ی روحی در یک عالم فیزیکی هستید.

شما ابتدا رمزهای پنهان عددی را میبینید. شما فعال میکنید کدهای مخفی دی ان ای خودتون رو تا زمانی که پیام رو دریافت کنید.

به محض مشاهده ی اعداد رمزی شده ، شما ممکنه احساس نیاز شدیدی رو در خودتون احساس کنید…حالا وقتشه.

سیگنالهای غیر معمول عددی در لایه های زندگی شما تغییر میکنند.

شما ممکنه در خواب چیزهایی رو ببینید که ازشون سردر نیارید ووقتی ساعت زمانی دیجیتالتون به صدا در میاد ….این رو ببینید: ۱۱:۱۱

برگرفته از www.crystalinks.com

منبع:

:http://extict-truth.blogfa.com/post-98.aspx

http://ufolove.wordpress.com



منبع:
http://mr201.mihanblog.com


لایک کردن این پست:

مومیایی موجود فضایی؟!!

جمعه 5 فروردین 1390 08:54 ق.ظ

به تازگی از آرشیو دانشگاه ایلینویز تصویری متعلق به یک مومیائی کشف شده در سال ۱۹۷۲ در پرو بدست آمده است که با توجه به مسائل طرح شده در سالهای اخیر سوالهای زیادی را در ذهن ایجاد میکند، گفته میشود این مومیائی در یک موزه خصوصی در Arequipa پرو نگه داری میشده و بازدید کنندگانی که از طرف این دانشگاه اعزام شده بودند این تصویر را تهیه کرده اند.

Ancient Extraterrestrial Mummy?

مطابق رکورد دانشگاه این مومیائی توسط گروهی از مردم محلی که گمان میبردند مقابر مربوط به قوم اینکا را یافته اند کشف شده بوده است، محل این کشف غاری با دهانه بسیار مرتفع در نزدیکی Tres Cruces بوده و دیواره های غار با تصاویری از مارها پرنده که در آسمان منهدم شده و به داخل رودخانه فرو میافتاده اند تزئین شده بوده است.

این موزه خصوصی در سال ۱۹۹۶ بعد از اینکه تمامی اشیاء با ارزش آن توسط گروهی ناشناس به سرقت برده شده به آتش کشیده شده است.

 

منبع:ufolove.wordpress.com



منبع:
http://mr201.mihanblog.com


لایک کردن این پست:

سال نو مبارک

یکشنبه 29 اسفند 1389 07:26 ق.ظ

سال نو را به همه ی شما عزیزان تبریک میگم و امیدوارم که همیشه پیروز باشید.



منبع:
http://mr201.mihanblog.com


لایک کردن این پست:

پلیادیان

پنجشنبه 26 اسفند 1389 05:38 ق.ظ

الوهیم کیست؟

مطلب زیر ترجمه یکی از متونی است که در سایت حرکتی موسوم به “عصر جدید” موجود بود، نقل این مطالب به معنی رد یا قبول تمام نکات توسط مترجم و سایت نیست و فقط برای آشنائی با نظریه های مطرح شده بیان میشود.

قدیمیترین موجودات باقی مانده که همراه با بسیاری دیگر در نزدیکی مرکز عالم و در مجاورت خورشید بزرگ زندگی میکنند الوهیم نام دارند، آنها زمانی که تصمیم گرفتند قلمرو خود را گسترش دهند بدنبال سیاره ای جدید میگشتند تا زمین را یافتند.

(من متوجه نشدم منظور نویسنده از مرکز عالم و خورشید بزرگ چی هست، قبلا در جائی خوندم که در مجاورت مرکز کهکشان امکان وجود حیات نیست چون میزان انرژیهای آزاد شده خیلی بالاست).

این موجودات کاملا شبیه انسان هستند ولی بسیار متفاوت و پیشرفته تر، موجودات دیگر آنها را محترم میشمارند.

نام الوهیم که در کتب باستانی یهود آمده است به معنای “انسانهائی که از آسمان میایند” است.

آنها یکی از پیشرفته ترین موجودات جهان هستند و خلقت انسانهای روی زمین بدین صورت توسط آنها انجام گرفت که در ژنتیک موجودات قبلی دستکاری کردند تا توانائی هایشان را بهبود بخشند.

الوهیم همواره در جوامع بشری سعی در دخالت و بهبود اوضاع از طرق مستقیم و بعدها غیر مستقیم نمودند تا نظم را برقرار کنند.

اصلیترین دستکاری آنها در خلقت انسانهای روی زمین افزایش حجم مغز آنها بود که هنوز این روال ادامه دارد.

همزمان با زمین الوهیم دست به گسترش نسل خود در سیارات دیگر نیز زد، بدین صورت که مسابقه ای میان دانشمندان خود ترتیب دادند و هرکس مسئولیت سیاره ای را بر عهده گرفت و ارباب زمین نیز کسی انتخاب شد که یهودیان او را به نام یهوه میشناسند، از میان تمام سیارات مورد نظر الوهیم فقط دو سیاره هنوز حاوی انسانها هستند، زمین و پلیادیان، پلیدیان ها چون موجوداتی روحانی و کمالگرا هستند اغلب با الوهیم اشتباه گرفته میشوند.

http://battleofearth.files.wordpress.com/2010/04/pleiades040410.jpg

(شاید یکی از دلایل تفاوتهای ظاهری نسلهای بشر انتقال انسانهای سیارات مختلف به زمین توسط الوهیم و اختلاط این انسانهای آسمانی با انسانهای زمینی که پس از برج بابل پراکنده شده بودند باشد. در افسانه های اقوام شمال آسیا ذکر شده است که مردم نژاد بلوند از شهری در جزیره ای در میان دریای گبی (ثابت شده است که صحرای گبی قبلا دریا بوده است) نشات گرفتند که در آنجا خدایان این اقوام زندگی میکردند.)

نام دانشمندی که برنده موقعیت هدایت پروژه زمین شد یهوه بود، یک انسان مانند ما با کمی تفاوت، یکی از عملکردهای مغز بزرگ ایجاد یک ارتباط کوآنتومی است که باعث میشود انسان با خالق واقعی هستی که موجودی غیر مادی است بتواند ارتباط برقرار کند، در حالی که یهوه انتظار چنین عملکردی را نداشت! الوهیم میخواستند هدایت انسان فقط در دست خودشان باشد!

http://api.ning.com/files/e-EoEScd*wvqvMKBOvzPYVz-n8u8FvIw0iuA2*ADqfRuAepSi9zxLd5XoMkMhFEkcWliYtdY5ADW75Ggca9SldlyD--nVvcf/pleiadian538e63242e574efca82f5e49be06705a.jpg

(این بند در واقع اشاره به متمایز بودن زندگی بر روی زمین از سیارات دیگر دارد چرا که انسانهای روی زمین (احتمالا بخاطر دست درازی به درخت آفرینش توسط آدم و افزایش درک او، محرک این عمل ساتان بود نه بخاطر دلسوزی بلکه از سر دشمنی با الوهیم) موجوداتی هستند که موفق به یافتن خالق حقیقی میشوند، بنظر میاید درخت زندگی هر چه که هست فقط روی زمین وجود دارد چون انسانهای روی کرات دیگر اغلب موفق به بقا نشدند و توسط الوهیم به زمین منتقل گشتند.)

در ابتدا الوهیم این اعتقاد جدید انسانها را انقلابی علیه خود دانستند، ولی با گسترش و تکامل درک بشر آنها ناچار از موضع قبلی عقب نشستند و اینبار خود را به عنوان خدای واقعی که انسانها وجودش را حس میکنند معرفی کردند! با گذشت زمان الوهیم مجبور به پنهان کردن خود از انسانها شد تا بتواند به هدایت آنها ادامه دهد چرا که انسانها رفته رفته سخنان الوهیم را باور نمیکردند.

(اگر فیلم clash of the titans را دیده باشید موضوع این فیلم شورش انسانهای عهد باستان بر ضد خدایان خودسر و ستمگر است، موضوعی که در افسانه های سومری(برج بابل) و هندی (مهابارات) و یونانی به آن اشاره شده است).

http://roberthood.net/blog/wp-content/uploads/2009/12/clash-of-the-titans.jpg

با گذشت زمان یکی از دسته های مردم الوهیم از رفتار جدید انسانهای زمینی خشمگین شدند، نام رئیس این دسته لوسیفر است. او یک شیطان نیست بلکه انسانی از نسل الوهیم است که از انسانهای زمینی دل خوشی ندارد و لوسیفر و یهوه اساسا با هم دشمنی دارند.

بسیاری از متون قدیمی در باره رفتارهای انسانگونه خدایان صحبت کرده اند، کریشنا خدای هندیان نیز حتی یک الوهیم بوده است، حال میتوان پی برد چرا خدایان باستانی رفتاری انسانی داشته اند، چرا انتقام میگرفتند و جنگ میکردند؟ چون که درواقع آنها انسان بودند! در هر حال این خدایان چیزهای با ارزشی به انسانها آموخته اند.

پس از موج خداجوئی انسانها الوهیم از بسیاری فعالیتهای خود در زمین بازنشستند، ولی برای حفظ ارتباط آنها مراحل ایجاد یک نمایندگی را طی کردند، شخصی به نام رائیل، رهبر حرکت رائیلیان که متشکل از ۳۰۰۰۰ نفر است (شاید رائیل همان ملشیزدک باشد که کرتو موتوا به او اشاره کرده بود).

پس از اینکه نهاد نمایندگی برقرار گشت الوهیم خود را به عنوان انسانهای عادی معرفی میکنند، آنها علاقمندند قسمتی از دانش خود را به ما انتقال دهند و به برقراری سیستم حکومتی مانند خودشان در زمین کمک کنند، حکومت آنها بر پایه دانایی و هوش است، آنها به دمکراسی اعتقاد ندارند چون در دمکراسی تعداد زیادی افراد نادان وارد حکومت میشوند که موجب بروز مشکلات و مفاسد میشوند (من که موافقم!)

عمر الوهیم ها دارای دوره های ۸۵۰ ساله است، در پایان هر دوره اگر شخص برای جامعه فرد مفیدی بوده باشد دارای امتیاز یک دوره دیگر خواهد گشت، اطلاعات سلولی فرد ذخیره میشوند و بدن جدیدی برای او شبیه سازی میشود، در صورتی که ویژگیهای این بدن جدید کاملا مثل قبلی باشد هوشیاری غیر مادی (روح) فرد به بدن جدید منتقل خواهد گشت.

به همین دلیل است که افراد دوقلو باهم ارتباط روحی قوی دارند.

یکی از تفریحات مورد علاقه مردم الوهیم ورزش است! درست مانند بقیه انسانها! تعدادی از قهرمانان ورزشی از محبوبترین افراد جامعه الوهیم هستند، ولی علاقه آنها بیشتر معطوف ورزشهای خشن و وحشیانه ( مانند یونان باستان) میباشد، چرا که میبینند کسی که مجبور نیست مرگ را پذیرا باشد خود آنرا میخواند، و این مرگ است که آنها را شیفته خود میکند. بهمین دلیل در داستانهای یونانی نقل میشود که خدایان در مسابقات ورزشی همپای انسانها شرکت میکردند.

Recorder / Writer of this Transcription: Andrew Lutts, Salem New Age Center

http://www.newage.ac/

بخشی از مصاحبه مونتاک:

آیا این درست است که فدراسیون اوریون با گروهی به نام الوهیم در جنگ میباشند؟

بله و این در حال روی دادن است، شاید الوهیم قدیمیترین گروه در جهان باشند، حداقل قدیمیترین که ما میشناسیم.

آیا نوع خاصی از موجودات کنترل بیشتری بر زمینیان دارند؟

http://www.bibliotecapleyades.net/imagenes/montauk_alien_3.JPG

گروه اوریون که مانند راسو ها در پشت اتفاقات رخ داده در زمین قرار دارند و گری ها را نیز کنترل میکنند، فدراسیون اوریون از انواع مختلفی رپتیلیان (خزنده انسان نما) تشکیل شده است.

دانلود فایل کامل به همراه متن انگلیسی این مطلب: الوهیم کیست

منبع :دنیای اسرار آمیز 2



منبع:
http://mr201.mihanblog.com


لایک کردن این پست:

مجسمه های عجیب سومری

چهارشنبه 18 اسفند 1389 08:09 ق.ظ

این شئ در منطقه باستانی العبید در عراق کشف شده و متعلق به ۵۹۰۰-۴۰۰۰ قبل از میلاد مسیح است. این اثر حتی قدیمی تر از قدمت فرهنگ سومری ست. آنها هرگز نتوانستند توضیحی برای این وسیله پیدا کنند، در نتیجه آن را متعلق به مراسم سنتی آن زمان نامیدند. این ظاهر عجیب و منحصر به فرد احتمالاً  فقط می تواند یک  اثر هنری بسیار نادر یا سمبل چیزی باشد، یا کسی که هنرمند در آن زمان دیده… همچنین مجسمه های الهگان نیز منطبق با همین شمایل در دورۀ و منطقۀ مشابهی در العبید کشف شدند.

(توضیح: احتمالا این شی به صورتی تصادفی کشف شده است .چون عربستان به دلایل ناشناخته ای اجازه اکتشاف درباره آثار باستانی این کشور را نمیدهد. )

http://www.bluemoonnews.com/images/ubaid.jpg

تصاویر دیگری از این نوع مجسمه های یافت شده:

http://www.bibliotecapleyades.net/sumer_anunnaki/reptiles/images/reptiles40_05.jpg

Terracotta Figurine Representing the Mother-Goddess (Ubaid-Period, early 4th millennium BC)


منبع: http://www.bluemoonnews.net/images1.htm

The wilendorf venus

مجسمۀ ونوس ویلندورف از اروپا متعلق به ۳۰۰۰۰ سال پیش است. طراحی های روی سر آن نکنۀ قابل توجهی ست و باستانشناسانی که جراٌت اظهار نظر در این مورد داشتند احتمال دادند این نوعی پوشش طرح دار است که سر مجسمه را پوشانده.  جزئیات طراحی و دوخت بسیار دقیق است. در این صورت چه کسی خیاط این ونوس بوده؟ طبق اطلاعات رسمی باستانشناسی ما در ۳۰۰۰۰ سال پیش هنوز در غارهایمان بودیم و نمی توانستیم درست صحبت کنیم. این مجسمه شبهات زیادی برای تاریخ پذیرفته شدۀ تکامل انسان ایجاد میکند.

http://www.bluemoonnews.com/images/wvenus.jpg

آدمک نامپا

تصویر کوچکی شبیه انسان که با مهارت خاصی بر یک سطح سفالین حکاکی شده در سال۱۸۸۹ در نامپا(nampa) واقع در آیداهو کشف شد. این شمایل در عمق ۳۰۰ فوتی دیوارۀ یک چاه کشف شده و متعلق به عهد چهارم زمین شناسی (plio-pleistocene)، حدود دو میلیون سال پیش است. جی. اف. رایت (G.F.wright) اشاره می کند، ” تصویر حکاکی شده حدود یک اینچ و نیم طول دارد؛ و تصویر تکامل یافته ای که از انسان نشان می دهد قابل تقدیر است… این مجسمه شمایل یک انسان مؤنث است، و همینطور دارای خطوط کار شده ای ست که  نکات مورد توجه کلاسیک هنر را نشان می دهد. بعد از نشان دادن این شئ به پروفسور اف. دبلیو. پوتنام (A.W.putnam)، رایت نوشت، ” توجه او ابتدا به آهن جمع شده بر سطح شئ به عنوان یک اثر باستانی با قدمتی قابل توجه جلب شد. خرده هایی از اکسید آهن قرمز فاقد آب در قسمت های محافظت شدۀ آن وجود داشت که ممکن نبود بر روی یک جسم جعلی ایجاد شود.

http://www.bluemoonnews.com/images/nampafigurine.jpg

منبع: http://www.bluemoonnews.net/images2.

تصاویری از موجودات خزنده در یکی از معابد تحت حفاظت در مصر:

http://www.disclose.tv/files/videos/thumbnails/63f44623dd8686a_1.jpg

http://i.ytimg.com/vi/tMgNj1h-_jE/0.jpg

http://www.disclose.tv/files/videos/thumbnails/0ab125652e17e83_1.jpg

منبع  www.ufolove.wordpress.com .



منبع:
http://mr201.mihanblog.com


لایک کردن این پست:
ایران ایرانی

تاریخ و داستان های جالب گذشته آدم


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بروز رسانی :
<